22 بهمن کسی در خانه نماند
"22 بهمنماه، روز حرکت در رودخانه جوشان و توفنده وحدت و پیوستن به اقیانوس بیکران اراده و اقتدار ملی است و فرصتی برای سنجش حرکت انقلاب اسلامی و هموار کردن مسیر آن در جهت نیل به اهداف والای اسلامی - انسانی است."
"22 بهمنماه نقطه عطفی در دفتر قطور خاطرات و افتخارات ملت آگاه ایران است که در بسیج تمامی نیروها و ظرفیتهای انقلاب اسلامی نقش بسزایی دارد."
"22 بهمنماه میعادگاهی برای تجدد عهد مردم با یکدیگر، شهدا، امام شهدا، و مقام معظم رهبری برای ادامه مسیر انقلاب اسلامی تا رسیدن به کمال انسانی و فتح قلل رفیع عزت و شرافت است."
تمامی گروهها،جریانها، احزاب سیاسی و کلیه آحاد، اقشار و اصناف مردم شریف، وفادار و انقلابی با تمامی سلایق و گرایشاتی که در مسیر پیشرفت و عدالت نظام مقدس جمهوری اسالمی ایران گام برمیدارند، میخواهد تا با حضور حماسی، آگاهانه، انقلابی، پرشور و گسترده خود در صفوی متحد و یکپارچه با فریاد "الله اکبر" و "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" در راهپیمایی مردمی یومالله 22 بهمنماه وحدت و اقتدار ملی خود را به منصهی ظهور رسانده و با حضور انبوه و به موقع خود مشت محکمی بر دهان مستکبرین جهان و مزدوران داخلی آنها که با چهره نفاق جدید جبهه جدیدی در رویارویی با اسلام و ملت بزرگ ایران گشودهاند بکوبند و با نمایش وحدت ملی و حفظ هوشیاری، دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی را رسوا و زبون سازند."
صدای تلفن کننده برایم آشنا بود. چون همیشه عناصر معینی برای چنین گرفتاریهایی از ساواک تلفن میزدند. او گفت: «بعد از ظهر امروز در منزل باشید؛ اتومبیل به دنبال شما میآید، زیرا قرار است که ملاقات خصوصی بین شما و تیمسار نصیری صورت گیرد.» بعد ازظهر بود که ماشین آمد و سوار شدم. ماشین وارد خیابان زعفرانیة شمیران شد، از آنجا به خیابانی که به سعدآباد منتهی میگردید، آمد. کمی که جلو رفت، به چهارراه رسید. دست چپ داخل خیابانی پیچید که نسبتاً کوتاه و بنبست بود. تا انتهای این خیابان رفت. در آنجا وارد منزلی باغچه مانند شد که دری بزرگ داشت. اتومبیل داخل رفت و ما جلوی یک راهرو پیاده شدیم. شاید عرض راهرو ۵/۲ متر بود. دیدم طرف دست راست دری هست و مقابل این در، طرف دست چپ، چند نفرـ که از هشت نفر کمتر نبودندـ ایستادهاند.
من که رسیدم، یک نفر آمد در را باز کرد و من داخل رفتم. اتاق نسبتاً وسیع و تالار مانندی بود. در آنجا نصیری روی یک مبل نشسته بود. میز کوچک کوتاهی به اندازة یک چای گذاشتن، با ظرف میوهای جلوی مبل بود. دو سه تا مبل دیگر هم بود. من روی مبل مقابل نشستم. در آنجا نصیری تنها بود. اول شروع به گلهگذاری کرد که: «خلاصه از شما گلهمند هستیم! علیحضرت گلهمند است؛ دستگاه گلهمند است و لذا امروز شما را به اینجا خواستهام که قدری خصوصی با شما صحبت کنم. صحبت من این است که با زبان ملایمت به شما میگویم: «تغییر روش بدهید و دست از انتقاد بردارید. منبر بروید ولی عادی. اگر قبول میکنید و به ما قول میدهید، خیلی خوب؛ ولی اگر قبول نکنید، عکسی تهیه شده است که حیثیت شما را برباد میدهد». بعد او عکس را درآورد و به من نشان داد.
عکس، سر و صورت من را که به بدن مردی مونتاژ شده بود، در کنار یک زن نشان میداد. نصیری گفت: «از این عکس تعداد کثیری تهیه شده است. اگر شرایط ما را قبول نکردید، آنها را در سراسر مملکت پخش خواهیم کرد و ضربه غیرقابل جبرانی به شما وارد خواهیم ساخت. برای این که اتمام حجت کرده باشم، خواستم قبل از پخش عکس، با شما ملاقات کنم و این مطلب را بگویم».
جوابی که به نصیری دادم
وقتی نصیری عکس را نشان داد، من با کمال خونسردی گفتم: «خیلی خوب، شما این عکس ساختگی را تهیه کردهاید؛ اما من هم دو سه جمله برای آگاهی شما میگویم: اولاً، انتقادهای من یک فریضه دینی است، به نام امر به معروف و نهی از منکر. من در مقابل گناه و اموری که برخلاف مصلحت اسلام و مسلمین است، انتقاد میکنم.
اگر جلوی منبر مرا بگیرید، دیگر تکلیف خاصی در این مورد ندارم، ولی اگر منبر بروم، باید حتماً این وظیفه دینی را انجام بدهم. مردم هم در انتظار انجام وظیفه دینی من هستند. بنابراین من با وجود این عکس که شما میخواهید پخش کنید، دست از وظیفهام برنمیدارم. اما این نکته را هم به شما بگویم که ما با نصارا فرقهایی داریم. یکی از آنها امر ازدواج و نکاح است. آنها میگویند مسیح ازدواج نکرد؛ بنابراین، روحانیون مسیحیـ فرقه کاتولیکـ هم باید تارک دنیا باشند و ازدواج نکنند.
ولی در اسلام، ما خودمان روی منبر گفته پیامبر (ص) را میخوانیم: «النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی». اگر من کشیش نصرانی بودم و جامعه ایرانی هم مسیحی بود، شاید پخش این عکس در افکار مردم اثر میگذاشت؛ زیرا آنها میگفتند: که شما خود را تارک دنیا میدانید و زن نمیگیرید، ولی در عمل و پنهانی ازدواج میکنید! اما نه، ما روحانیون مسلمان هستیم. تمام مجتهدین و علما زن دارند. حالا اگر شما عکس یک روحانی مسلمان را با زن نشان بدهید، چه زیانی به او میرسانید! بنابراین، پخش این عکس در میان مسلمانان بیاثر است.
و اما از نظر اجتماعی، مردمی که بدانند شما این عکس را مونتاژ کردهاید و پخش نمودهاید، تنفر آنها از شما دوچندان میشود. آن وقت خواهید دید که ضرر کردهاید و با توجه به اینکه شصت و اندی سال از عمرم میگذرد، مردم به سادگی میتوانند به غیر واقعی بودن این عکس پی ببرند! به همین جهت هرگز کوچک ترین اضطرابی ندارم از این که شما میخواهید این عکس را پخش کنید! من در پناه خدا و برای رضای خدا حرف هایم را میزنم و شما هم آزاد هستید هر کاری که میخواهید بکنید!» من حرفها را با کمال صراحت گفتم. نصیری هم خیلی تعجب کرد که من در مقابل دیدن آن عکس کوچکترین اضطراب و ناراحتی از خود نشان ندادم. فردای آن روز به آقایان اهل علم که روزها به منزل ما میآمدند، اجمالاً گفتم: «ممکن است برای من یک عکس ساختگی پخش کنند. الان ذهنتان را متوجه میکنم که این کار ساواک است و پخش آن را هم خود ساواک به عهده دارد».
اما از ملاقات با نصیری چیزی نگفتم. هنوز مدّت زیادی از این ملاقات نگذشته بود که آنها برای اینکه نشان بدهند در تصمیم خود جدی هستند، یک روز که برای سخنرانی به مسجد مجد رفته بودم، این عکس را به رانندهام دادند و عکسی را نیز برای مرحوم حاج عباسعلی اسلامیـ متصدی مسجد سید عزیزاللهـ فرستادند. آن بیچارهها این عکس مونتاژ را آخرین تیر در ترکش خود، برای به سکوت کشاندن من به حساب میآوردند و نمیخواستند آن را به آسانی خرج کنند؛ تا در موقع مناسب آن را برای ضربه زدن به من بکار گیرند.
واکنش مردم نسبت به آن نقشه پلید
از نظر ساواک، بعد از سخنرانی تند مسجد جامع تهران، دیگر زمان آن رسیده بود که تهدید مذکور عملی شود و آنها مرا ترور شخصیت کنند، تا به خیال خودشان هم به من ضربه بزنند و هم اثر منبرم را در مردم از بین ببرند. لذا به سرعت و به طور گسترده آن عکس ساختگی را در سراسر کشور پخش کردند.بعضی از اشخاص که آن را دیده بودند، به من تلفن میکردند و از این حرکت مذبوحانه اظهار تأسف مینمودند، و من جواب میدادم: «این مسئله برای من مهم نیست؛ اما از آنجا که حاکی از شرف سوزی و فضیلت سوزی است، باعث میشود که در این مملکت هیچ کس احساس امنیت خاطر نکند و امنیت از مردم سلب شود و آنها همیشه در نگرانی به سر ببرند». اصولاً از بین بردن شخصیت یک انسانـ ترور شخصیتـ به مراتب ناگوارتر و سختتر از نابود کردن جسم و جان اوست؛ زیرا از بین بردن شخصیت، یک عمل ممتد است و عوارض و تبعات منفی آن تا مدتهای طولانی ادامه دارد. از بین بردن یک منبریـ که راهنمای افکار مردم و مبلغ اوامر الهی استـ نابودی یک فرد نیست، بلکه یک مملکت را از آزادی و توجه به وظایف دینی خود باز میدارد.
خدا شاهد است که پس از پخش عکس مزبور، حتی یک تلفن هم به من نشد که اسائه ادبی صورت گیرد، یا چیز ناروایی گفته شود. بلکه برعکس، همه احساس همدردی با من و نفرت و انزجار نسبت به اقدام ضدانسانی ساواک میکردند. لذا این قضیه برای ساواک نتیجه معکوس داشت. مردی مسلمان و آزاده و فهیم که بسیار اهل درک بود و گاهی در مجالس با هم برخورد میکردیم و سلام و علیکی داشتیم، با این که هرگز منزل من نیامده بود، تلفن کرد و گفت: «میخواهم چند دقیقه منزل شما بیایم و شما را ببینم». آمد و گفت: «از این عکس که پخش کردهاند، به من هم دادهاند».
عکس را نشان داد و جلوی من پاره کرد و دور ریخت. گفت: «آمدهام به شما تبریک بگویم. میدانستم و میدیدم که شما از اعمال دستگاه انتقاد میکنید، اما فکر نمیکردم که انتقادهای شما این قدر روی دستگاه اثر گذاشته باشد و آنها را تا این اندازه در فشار سیاسی قرار دهد که دست به چنین کاری بزنند! وقتی که ساواک این عکس را منتشر کرد، فهمیدیم انتقادات شما برای اینها کشنده است که به این فکر پلید افتادهاند و اقدام به چنین سیاهکاری نمودهاند».
نکته دیگر این که من در مجالس فواتح، یا صبح منبر میرفتم یا عصر و یا اینکه هم صبح و هم عصر منبر میرفتم. در بعضی از مساجد وقت نبود، و لذا هر چند ساعت دو مجلس میگرفتند.
روزی ساعت ۱ تا ۳ بعدازظهر به مسجدالجواد وعده داده بودم، تا بعد از آن برای استراحت به منزل بروم. اما برای مجلس دیگری که از ساعت ۳ تا ۵ بود، نیز مرا دعوت کردند. گفتم: «نمیتوانم دو منبر متوالی بروم. منبر اول راـ در ساعت قبل از آنـ وعده دادهام؛ اگر میتوانید اولی را موافق کنید که از من صرفنظر کند، میآیم، وگرنه نمیشود.
شخص دعوت کننده گفت: «غیر ممکن است و باید بیایید»! تعجب کردم که چرا وی این همه اصرار میکند. بعد گفت:«انتقادات شما از دستگاه باعث پخش عکس از طرف ساواک شده است. من میخواهم شما در مجلس ختم ما منبر بروید، تا ثواب این انتقادها برای روح مادر من باشد که از دنیا رفته است!» من هم ناچار دعوت را پذیرفتم. بنابراین، پخش آن عکس نه تنها به شخصیت من ضربه نزد، بلکه برعکس، عوارضی پیدا کرد که دستگاه را از عمل خود پشیمان نمود.در آن زمان هم بعضاً میشنیدم ساواک به این نتیجه رسیده است که پخش عکس ساختگی در بین مردم بی اثر بوده و احتمالاً فلانی انتقاداتش را شدت خواهد داد.
آیتالله صادق آملی لاریجانی در جمع اعضای هیئت علمی دانشگاه و نخبگان استان هرمزگان در پاسخ به اظهارات یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه قوه قضائیه در برخورد با سران فتنه و فتنهگران تسامح کرده گفت: این گفته غیرمنصفانه است، باید با کار کارشناسی صحبت کنید. هرچند که دستگاه قضائی هم معصوم نیست و شاید مانند هر نهاد دیگری خطا داشته باشد ولی در بحث مبارزه با فتنهگران باید بگویم که بیش از هزار پرونده تشکیل شد و عده زیادی محکوم شدند و در حال گذراندن دوران محکومیت هستند.
وی افزود: در موضوع دستگیری سران فتنه باید بگویم که بحث مصلحت نظام در پیش است و تصمیمگیری بر عهده من نیست و مصالح نظام به ولایت فقیه وابسته است و این مسایل فراتر از تصمیمات قوه قضائیه است. البته من چندین بار در لفافه هم گفتهام که این تصمیم مصلحتآمیز را صحیح میدانم.
رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: اگر بعد از فتنه ۸۸ با سران فتنه برخورد میکردیم آنها به امامزاده تبدیل میشدند همان طور که یک عده از روشنفکران که هیچ روحانی را قبول نداشتند پشت سر آنها محکم ایستادند در حالی که آنها رایشان کمتر از رای های باطله بود.
آملی لاریجانی اظهار داشت: قوه قضائیه از اتهام عدم رسیدگی به پرونده سران فتنه مبرا است. البته وقتش برسد این کار انجام میشود.
رئیس دستگاه قضا در پاسخ به پرسش دیگری از اعضای هیئت علمی دانشگاه مبنی بر اینکه با توجه به برخی رانتخواریها نیاز به ایجاد شعبه تخصصی ویژه دانشگاه است، گفت: ایجاد شعبه تخصصی بر عهده رئیس دادگستری است و من به تمام دادگستریها این اختیار را دادهام که اگر لازم باشد شعبه تخصصی ایجاد کنند.
آملی لاریجانی در مورد پرونده مفاسد اقتصادی گفت: با افتخار میگویم که از زمان ریاست من در دستگاه قضا برخورد قاطعی با مفاسد اقتصادی شده است. شاید هر روز این برخوردها را اعلام نکنیم ولی برخوردها به صورت قانونی انجام میشود.
وی افزود: البته باید بدانیم که اعلام اسامی مفاسد اقتصادی و دانه درشتها بدون قطعی شدن حکم غیرقانونی و ظلم است پس اجازه دهید پس از بررسی و اجرای حکم اطلاع رسانی کنیم.
وي افزود: درباريان هم خود ثروت کشور را غارت ميکردند و هم آمريکاييها و انگليسيها منابع عظيم و خدادادي اين ملت را به يغما ميبردند، آنها از رژيم پهلوي حمايت ميکردند چرا که براي آنها منافع بسيار و درآمد داشت.
اين مرجع تقليد به خفقان سياسي رژيم شاه و سرسپردگي آن به غرب اشاره و خاطرنشان كرد: وقتي آمريکاييها به شاه دستوري ميدادند ديگر کسي جرات نميکرد، بر خلاف آن حرفي بزند، مثلاً درباره برخورد با فرقههاي ضاله کسي حق نداشت صحبت کند، حتي آيت الله العظمي بروجردي ميفرمودند: روي من فشار است و من نميتوانم.
وي با اشاره به نفوذ دولتهاي غربي در ارکان تصميمگيري حکومت ايران اظهاركرد: هرکس ميخواست به مجلس راه پيدا کند بايد با مشورت آمريکا صورت ميگرفت، زيرا سفارت خانههاي غربي ليست اسامي کانديداها را آماده ميکردند.
آيتالله مکارم شيرازي گفت: عنايت خداوند باعث شد مملکت روي پاي خود بايستد، وابستگيها به ديگران قطع شود و اگر کسي زمان قبل از انقلاب را مقايسه کند و تفاوتها را نفهمد بي انصافي است.
وي افزود: بايد شکر اين نعمت بزرگ را به جا آوريم و روح شکر کردن، عمل به آن است و بايد بدانيم که آيا ما از اين نعمت قدرداني ميکنيم يا نه؟!
وي اظهاركرد: امروز مسائل اقتصادي در مملکت مورد اهتمام بسياري است تا جايي که ۶ هزار بازرس تعيين شده اند که اگر نانوايي، گران فروخت و يا تاکسي پول اضافه گرفت، جلوي آن را بگيرند اما اين همه مفاسد اخلاقي در جامعه مشاهده ميشود، شش نفر پيدا نميکنيد که مسوول جلوگيري آنها باشد.
اين مدرس حوزهي علميه قم تصريح کرد: اگر مسايلي که امروز است در زمان شاه بود وضع خيلي بدتر ميشد.
استاد خارج فقه حوزه بيان كرد: مسائل اخلاقي را چه کسي ميآورد و از کجا ميآيد؟ آيا نميشود جلوي آن را گرفت؟
اين مرجع تقليد بيان كرد: اميدواريم همه آقايان، برادران و کساني که در مسير هدايت مردم هستند بيشتر احساس مسئوليت کنند تا بتوانيم جلوي مفاسد اخلاقي و فرهنگي را بگيريم.
آيتالله مکارم شيرازي با انتقاد از بيتفاوتي برخي افراد نيست به مفاسد اخلاقي گفت: بايد جلوي مفاسداخلاقي و فرهنگي گرفته شود نه اين که به آن دامن بزنيم ولي متاسفانه برخي به آن دامن ميزنند.
وي خاطرنشان کرد: خداوند نعمت انقلاب و جمهوري اسلامي را پايدار و استوار کند تا بتوانيم تا ظهور حضرت امام عصر(عج) در سايه آن زندگي مادي و معنوي خوبي داشته باشيم.
تلاش فتنه گران برای تحت پوشش قرار دادن این جمع از آنجا ناشی می شود که زمزمه هایی برای بازگشت ومعرفی به دستگاه های مسئول در بین این جمع وجود داشته و بیم این می رفته است که با افشاگری احتمالی این افراد ،از وضعیت فعلی فتنه گران نیز متزلزل تر گردد.
لازم به یادآوری است که آنچه در واقع به عنوان پوشش فرقه از آن نام برده می شود در واقع تائید فرد ومعرفی به سیستم های امنیتی وحمایتی کشور های حامی فتنه می باشد.در همین زمینه گفته می شود این افراد توسط این سرویسها در مشاغل وامور مختلفی که علیه نظام جمهوری اسلامی طراحی شده است بکار گیری می شوند.
بهمن،روز تجلیل از جانبازان فتنه
نقدي افزود: ايستادن و مواجه شدن با دشمني كه فريب بيگانگان را خورده ولي از يك نژاد و قوم بوده و شايد در همين محل زندگي و محيط كار باشند، ايمان خيلي قويتر، با انگيزهاي بالا طلب ميكند كه جانبازان و شهداي فتنه سال گذشته چنين منزلتي دارند.
وي اين ايثارگري را بيانگر عمق فهم و اعتقاد عميق آنها به اسلام و ارزش هاي الهي دانست و تأكيد كرد: تجليل از اين عزيزان، ديني بر گردن ما بود، ديني كه بايد آنرا ادا ميكرديم براي همين فرصتي دست داد تا در سالگرد پيروزي انقلاب، درشرايطي كه شاهد طلوع آزادي در جهان هستيم، قدري از اين دين را بجا بياوريم.
مراسم تجليل از جانبازان فتنه روز شنبه ۲۳ بهمن بعداز نماز مغرب و عشاء برگزار ميشود.
پاسخ اژه ای به درخواست فتنه گران
سخنگوی قوه قضائیه در مورد آخرین وضعیت پرونده اتهامات دادستان سابق تهران، حضور سارا شورد در دادگاه سه تبعه آمریکایی، وضعیت دو تبعه آلمانی، جزئیات پرونده سادات و درخواست موسوی و کروبی برای برگزاری راهپیمایی توضیح داد.
به گزارش مهر، حجتالاسلام غلامحسین محسنی اژهای در حاشیه سفر استانی رئیس قوه قضائیه در جمع خبرنگاران در پاسخ به این پرسش که اخیراً پدر مرحوم روحالامینی در مورد برپایی دادگاه متهم اصلی حادثه کهریزک خبر داده گفت: ابتدا باید واژه متهم اصلی را تعریف کنیم که در تعریف حقوقی مباشر، شریک، مسبب و معاون جرم تعریف شده ولی واژه متهم اصلی تعریف نشده است. اگر منظور ایشان از اصلی دادستان سابق تهران است باید بگویم پرونده وی هم اکنون در دادسرای ویژه کارکنان دولت در حال رسیدگی است اما هنوز کیفرخواست صادر نشده است.
سخنگوی قوه قضائیه در مورد عدم حضور سارا شورد در دادگاه سه تبعه آمریکایی گفت: تصمیم درباره ضبط وثیقه و یا تبرئه وی به عهده دادگاه است. اگر وکلا درخواست خاصی نکنند نباید مدت زمان رسیدگی به پرونده طولانی شود.
وی در مورد وضعیت دو تبعه آلمانی گفت: هنوز پرونده آنها به دادگاه نرفته است.
دادستان کل کشور در مورد وضعیت آمار جرم در دادسراهای استان هرمزگان گفت: با توجه به وجود بیش از یک هزار کیلومتر مرز آبی و همسایگی با کشورهای حاشیه خلیج فارس و همچنین تردد اتباع بیگانه در این استان طبیعی است که ورود کالاهای قاچاق به ایران با وجود تمامی تمهیدات رخ دهد.
محسنی اژهای اختلافات ملکی، تصرف زمین، قاچاق کالا، نزاعهای محلی را از عمده پروندههای موجود در دادسرای استان هرمزگان عنوان کرد و افزود: هرچند ناامنیها و شرارتهای خاص نسبت به گذشته کمتر شده ولی در کل آمار جرایم در استان هرمزگان کم نشده است.
جدیدترین جزئیات پرونده سادات
دادستان کل کشور در پاسخ به پرسش خبرنگار مهر مبنی بر اینکه برخی از متهمان پرونده سادات در زندان مدعی شدهاند که وام ریاست جمهوری را دریافت نکرده و عدهای از این پول سوء استفاده میکنند، گفت: در پرونده سادات چندین اشکال وجود داشت. اول اینکه خود مردم وقتی دیدند که فردی نه ثروت و نه اعتباری دارد پول را از مردم دریافت کرده و درصد بالایی را به آنها پرداخت میکنند ولی باز هم طمع کرده و برای دریافت پول بیشتر به سراغ این افراد رفتند. دوم اینکه پس از دستگیری متهمان اعلام شد که هر کس از پرونده سادات شکایت دارد میتواند مراجعه کند در حالی که عدهای چندین برابر بهره پول خود را از متهمان دریافت کرده بودند و در کنار عدهای که سودی دریافت نکرده بودند در ردیف شاکیان قرار گرفتند و همین امر حجم پرونده را افزایش داد.
محسنی اژهای افزود: قرار بود دولت وامی را به مالباختگان اختصاص دهد تا جبران خسارت شود ولی تمام این بودجه و وام اختصاص نیافت. شاید منظور شما از متهمانی که چنین ادعایی کردهاند این باشد که این متهمان نسبت به سایرین شاکیان بیشتری دارند.
پرونده "هوو" همچنان مفتوح است
وی در پاسخ به خبرنگار مهر در مورد آخرین وضعیت پرونده "هوو" گفت: در این پرونده وزارت صنایع موظف شده تا مشکلات این خودروی سنگین را رفع کند و تعزیرات حکومتی هم در این مورد خوب وارد شد و تعدادی از کامیونها را توقیف و خسارت را به خسارت دیدگان پرداخت کرد و بعد از آن وضعیت کمی بهتر شد ولی نمیتوان گفت که نقصی باقی نمانده است. در هر حال پرونده همچنان مفتوح است و خسارت دیدگان میتوانند شکایت کنند.
پاسخ به درخواست موسوی و کروبی
محسنی اژهای در پاسخ به پرسش خبرنگار مهر پیرامون نامه اخیر موسوی و کروبی به وزیر کشور برای برپایی راهپیمایی روز ۲۵ بهمن ماه به منظور دفاع از حقانیت مردم تونس و مصر گفت: اگر واقعاً شخصی انگیزه حمایت از مردم غیور و به پاخاسته مصر و تونس را داشته باشد همراه با حکومت و ملت در روز ۲۲ بهمن در راهپیمایی شرکت میکند در حالی که تعیین یک روز دیگر بدان معنی است که این آقایان خود را از صف مردم جدا کرده و ایجاد تفرقه میکنند.
وی افزود: این یک اقدام سیاسی است ولی مردم ایران هوشیار هستند و اگر هم ضرورت باشد پاسخ میدهند.
سخنگوی قوه قضائیه در مورد پرونده فردی که به عنوان فرزند سردار احمدیمقدم فرمانده ناجا از فوتبالیستها کلاهبرداری کرده است، گفت: از جزئیات این پرونده مطلع نیستم ولی مردم باید حواسشان جمع باشد. به دادستان هم سفارش کردم این پرونده را سریعتر به نتیجه برساند. رسانهها هم بیایند و بعد از اتمام این پروندهها بر روی شگردها و نحوه کلاهبرداریها اطلاع رسانی کنند تا موضوع برای مردم باز شود.
حکم اعدام سکینه محمدی به قوت خود باقی است
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به این پرسش که آیا حکم اعدام سکینه محمدی ملغی شده گفت: این حکم به قوت خود باقی است.
غلامعلی حداد عادل در گفتوگوی كوتاهی با ندای انقلاب در حاشیه مراسم انتخاب کتاب سال، در پاسخ به پرسشی درباره بيانيه اخير موسوی در دعوت از مردم برای حضور در يك راهپيمايی به بهانه حمايت از مردم مصر و تونس در ۲۵ بهمن با وجودی كه وی در دوران انتخابات مدعی بود كشور آنقدر مشكل دارد كه نيازی به پيگيری مسائل فلسطين و ساير كشورها نيست، گفت: در زبان فارسی يك ضربالمثل داريم كه میگويد: «آنچه عيان است چه حاجت به بيان است» ولی من به اين آقايان میگويم: «آنچه عيان است چه حاجت به بيانيه است»
وی افزود: همين يك جمله پاسخ خوبی به اين اقدام سران فتنه است.
آب و پتو بردارید! تا حق مردم مصر را نگیریم به خانه خود نمی رویم
به گزارش خبرگزاری واحد مرکزی بالافترین ، به مناسبت فراخوان جست و خیز سبز برای برگزاری تظاهرات به منظور اعلام حمایت از مردم مصر و تونس یکی از کاربران فهیم و خوش ذوق مستقر در تارنمای بالافترین، با اعلام حمایت قاطع از قیام مردمی مصر اذعان کرد 25 بهمن هم پای سایر کاربران پرشور فضای مجازی در راه پیمایی شرکت خواهد کرد و تا حق مردم مصر را نگیرد به خانه اش باز نمی گردد. او هم چنین تصریح کرد از آنجا که احتمال دارد تا پایان روز 25 بهمن نتواند حق مردم مصر را بگیرد، بنابراین با پوشیدن لباس گرم و آوردن غذای کافی شب را در همان خیابان های اطراف دانشگاه تهران اطراق خواهد کرد.
در ادامه ارایه چنین راهکاری هوشمندانه یکی دیگر از کاربران فهیم با اعلام آنکه پوشیدن لباس های تنگ و غیر راحت در بازستانی حق مردم مصر تاثیر منفی می گذارد از همه خواست تا از پوشیدن کفش های پاشنه بلند اجتناب کرده و حتی المقدور زیر شلواری خود را نیز به همراه داشته باشند تا در صورت نیاز شب را با لباس راحت تری در خیابان ها به صبح برسانند.
در ادامه یکی از کاربران پرسابقه و فعال این تارنما نیز ضمن ابراز هم بستگی با مردم مظلوم مصر و پافشاری بر بازستاندن حق مسلم شعب مبارز عرب از چنگال دیکتاتورهای منطقه، اعلام کرد که هیچ نگران قضای حاجت شبانه نباشند که فکری نو در انداخته است. او گفت که برای قضای حاجت به مترو ها و مساجد و پاساژها رفته ولی تاخیر نکنید و اما در بازگشت تعجیل . او هم چنین از برپایی خیمه های صحرایی با مخزن های سیار برای قضای حاجت حق بگیران مردم مظلوم مصر توسط گروههای داوطلب مردمی خبر داد.


فرا خوان برای مایوس کردن فتنه و سران فتنه
22 بهمن کسی در خانه نماند
"22 بهمنماه، روز حرکت در رودخانه جوشان و توفنده وحدت و پیوستن به اقیانوس بیکران اراده و اقتدار ملی است و فرصتی برای سنجش حرکت انقلاب اسلامی و هموار کردن مسیر آن در جهت نیل به اهداف والای اسلامی - انسانی است."
"22 بهمنماه نقطه عطفی در دفتر قطور خاطرات و افتخارات ملت آگاه ایران است که در بسیج تمامی نیروها و ظرفیتهای انقلاب اسلامی نقش بسزایی دارد."
"22 بهمنماه میعادگاهی برای تجدد عهد مردم با یکدیگر، شهدا، امام شهدا، و مقام معظم رهبری برای ادامه مسیر انقلاب اسلامی تا رسیدن به کمال انسانی و فتح قلل رفیع عزت و شرافت است."
تمامی گروهها،جریانها، احزاب سیاسی و کلیه آحاد، اقشار و اصناف مردم شریف، وفادار و انقلابی با تمامی سلایق و گرایشاتی که در مسیر پیشرفت و عدالت نظام مقدس جمهوری اسالمی ایران گام برمیدارند، میخواهد تا با حضور حماسی، آگاهانه، انقلابی، پرشور و گسترده خود در صفوی متحد و یکپارچه با فریاد "الله اکبر" و "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" در راهپیمایی مردمی یومالله 22 بهمنماه وحدت و اقتدار ملی خود را به منصهی ظهور رسانده و با حضور انبوه و به موقع خود مشت محکمی بر دهان مستکبرین جهان و مزدوران داخلی آنها که با چهره نفاق جدید جبهه جدیدی در رویارویی با اسلام و ملت بزرگ ایران گشودهاند بکوبند و با نمایش وحدت ملی و حفظ هوشیاری، دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی را رسوا و زبون سازند."
22 بهمن امسال ادامه حماسه مردم در 9 دي سال گذشته است
آيتالله عبدالنبي نمازي، نماينده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبري در گفتوگو با کلمه ، پيروزي انقلاب اسلامي را نعمت بينظير و بيبديل آسماني دانست و اظهارداشت: خداوند بر ملت ايران و روحانيت شيعه منت گذاشت و به دست تواناي فقيهي بزرگ و نامدار نظام شاهنشاهي 2500 ساله را ساقط و به جاي آن نظام و انقلاب اسلامي شكل گرفت.
وي بر همين اساس تأسيس و اداره يك حكومت ديني براي مردم را نعمت بسيار بزرگي دانست كه حفظ و پاسداري از اين نعمت و پيوند ملت با آن را يكي از ضرورتها و وظايف الزامي و عقلي جامعه ما عنوان كرد.
عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه امروز مردم دنيا چه در شرق و چه در غرب از آتش ظلم و استبداد حكومتهاي خود ميسوزند، يادآورشد: نمونه بارز اين موضوع در حال حاضر در مصر، تونس، يمن و كشورهاي ديگر وجود دارد.
وي با تأكيد بر اينكه اين ملتها تحت فشار و ظلمهاي بسيار حكومتهاي خود قرار گرفتهاند، افزود: مردم مصر براي نجات از حكومت استبدادي حاكم بر آنها در ميدان التحرير مستقر شده و از كار و زندگي خود دست كشيدهاند.
آيتالله نمازي با بيان اينكه خداوند اين نعمت را در سال 57 نصيب ملت ايران كرد، افزود: به تدريج كشورهاي مسلمان و مسلمانان دنيا به سمت و سوي الگوبرداري از انقلاب اسلامي و حكومت ملت ايران حركت ميكنند.
وي بر همين اساس به حراست از انقلاب اسلامي با داشتن انسجام، اتحاد و تقواي سياسي اشاره كرد و اظهارداشت: وحدت سرمايه پيروزي انقلاب وحدت است؛ از اين رو نبايد اجازه داد كه به دليل برخي ندانمكاريها و سهلانگاريها به اين وحدت خدشهاي وارد شود بلكه بايد همه حول محور ولايت فقيه به مسئوليتها و وظايف اسلامي و ملي خود بپردازند.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم يكي از عرصهها براي اعلام هبستگي و پايداري از نظام و انقلاب اسلامي را حضور در راهپيمايي 22 بهمن دانست و گفت: ملت ايران از آغاز انقلاب تا امروز وفاداري خود را به نظام، آرمانهاي امام راحل با حضور در راهپيمايي 22 بهمن و روز قدس نشان داده است.
وي در خاتمه به راهپيمايي باشكوه 9 دي اشاره و خاطرنشانكرد: ملت ايران وفاداري خود را به اسلام، انقلاب و ولايت فقيه در 9 دي اعلام كرد و در ادامه اين حماسه در 22 بهمن امسال نيز ملت ايران با شور و احساسات افزوده بر گذشته در عرصه حضور پيدا خواهد كرد.

به گزارش کلمه ، سیدمرتضی نبوی، قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین شب گذشته با حضور در برنامه «دیروز، امروز، فردا» با اشاره به مدیریت امام (ره) قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اظهار داشت: صحبت در خصوص یک شخصیت الهی و نورانی همچون حضرت امام (ره) نیاز به اظهار عجز دارد؛ امام راحل از آغاز نهضت در سال 49 کلام و بیانیههای بسیار جذابی داشتند که به دل مینشست.
وی ادامه داد: ویژگی الهی و عمل امام (ره) برای خدا باعث ایجاد مودت نسبت به ایشان در دل مردم شده بود و به تدریج شدت گرفت؛ پس از انقلاب نفوذ کلمه امام راحل فوقالعاده بود و مودت ایشان در قلب مردم سیر تکاملی داشت.
نبوی افزود: مجلس خبرگان بعد از رحلت حضرت امام (ره) در فاصله کمی در خصوص انتخاب رهبر به نتیجه رسیدند و آن را اعلام کردند و با این اقدام آرامشی در جامعه ایجاد شد که در واقع با هدایت الهی حضرت امام (ره) صورت گرفت. از این رو تمام توطئه دشمنان که به جانشینی چشم داشتند، خنثی شد.
در زمان امام بسیار توطئه کردند تا انقلاب شکست بخورد
این فعال سیاسی با بیان اینکه دشمنان در زمان حضرت امام (ره) از هیچ توطئهای برای شکست انقلاب غافل نبودند، تصریح کرد: آنها پیشبینی کردند بلافاصله پس از رحلت امام (ره) خلأیی در رهبری به وجود میآید که به دلیل نبود شخصیت مناسب انقلاب با شکست روبرو میشود؛ اما وقتی مجلس خبرگان تصمیم نهایی را گرفت باعث شکست دشمن و آرامش الهی علاقهمندان انقلاب اسلامی شد.
وی ادامه داد: پس از رحلت امام (ره) پشتیبان دیگری برای انقلاب اسلامی برگزیده شد و به اعتقاد صاحبنظران، رهبر جوانی به شیوه حضرت امام (ره) انقلاب را هدایت کرد.
قائممقام جامعه اسلامی مهندسین بیان داشت: حضرت امام (ره) در اواخر عمرشان به این نتیجه رسیدند که شرط مرجعیت برای رهبری لازم نیست؛ لذا این مسئله در اصلاح قانون اساسی مطرح شد بر همین اساس عدهای از فضلای حوزه که معتقد به ملازمت مرجعیت و رهبری بودند با توضیحات حضرت امام (ره) قانع شدند؛ اما در مجلس خبرگان به نظر اول خود بازگشتند.
وی خاطرنشان کرد: افرادی که به نظر سابق خود بازگشتند، مرحوم آیتالله گلپایگانی را به عنوان رهبر پیشنهاد کرده و گفتند حضرت آیتالله خامنهای قائم مقام ایشان شود اما این موضوع در مجلس خبرگان پذیرفته نشد.
نبوی گفت: علیرغم تصریح امام (ره) مبنی بر عدم الزام شرط مرجعیت برای رهبری در نامه تاریخیشان به مجلس خبرگان عدهای این مسئله را قبول نکردند.
دشمنان، عظمت رهبر انقلاب را سانسور میکنند
قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین اظهار داشت: اکثریت مجلس سوم و دولت جزء مخالفان مقام معظم رهبری به عنوان رئیس جمهور بودند در حالی که رهبر معظم انقلاب اولین اقدامی که پس از منصوب شدن به رهبری انجام دادند دعوت از مجموعه مخالفان بود و به آنها فرمودند «نسبت ما با شما تغییر کرده و شما با آن تشکل روحانی که بنده عضو آن بودم هیچ فرقی ندارید» بنابراین ایشان از جایگاه رهبری با نسبت مساوی با همه رابطه برقرار کردند.
وی ادامه داد: برخی افراد توفیق تنظیم رابطه با مقام معظم رهبری را پیدا نکردند و دچار خسارت شدند هرچند این امر برای نظام و انقلاب هم خسارت محسوب میشود و امید است آنها این مسئله را جبران کنند.
نبوی با اشاره به اینکه مقام معظم رهبری مانند حضرت امام (ره) در جهت حفظ وحدت حرکت کردند، افزود: دشمنان در عین حال که شاهد از بین رفتن آرزوهای خود بودند تا مدتها در صدد سانسور اخبار رهبری و القاء بیتاثیر بودن نقش ایشان در ایران بودند.
وی بر همین اساس تصریح کرد: دشمن برای سانسور رهبری و ایجاد اختلاف، اخبار رئیسجمهور وقت و تاثیرگذاری وی را بزرگنمایی میکرد از این رو شکستن این محاصره و سانسور مدتها به طول انجامید چراکه آنها متوجه شدند مقام معظم رهبری مانند حضرت امام (ره) با قدرت و نشاط انقلاب را رهبری کرده و حرف اول را در جامعیت، وحدت، احساس آرامش و ثبات و تصمیمگیری به موقع میزنند.
برخی افراد پس از رحلت امام از مسیر امام زاویه گرفتند
این فعال سیاسی با اشاره به افرادی که پس از رحلت امام (ره) از مسیر ایشان فاصله گرفتند، یادآور شد: در زندگی اینگونه افراد نقطه ضعفی احساس میشود که جدایی دین و سیاست از این موارد است، این افراد پس از رحلت امام (ره) نظرات و تحلیلهای خود را در نشریات نوشته و معتقد بودند ما در زمان امام (ره) فقط از نظر سیاسی در خط امام(ره) بودیم.
وی ادامه داد: جریانی که بلافاصله پس از رحلت امام (ره) دچار انحراف از صراط مستقیم شد، دیانتشان در خدمت سیاست آنها بود لذا تجدیدنظرطلبی پدیدهای پس از انقلاب اسلامی است که تا زمان روشن شدن مسائل برای مردم به طول انجامید؛ چراکه این افراد جزء خانواده انقلاب بودند و در زمان حیات امام (ره) آنچنان از ولایت مطلقه فقیه حمایت میکردند که رقبای خود را به ضدیت با امام (ره) متهم کرده بودند.
نبوی با بیان اینکه افرادی که پس از رحلت امام (ره) دچار انحراف شدند در زمان حیات ایشان صرفا خود را پیرو خط امام (ره) میدانستند، عنوان کرد: حضرت امام (ره) دو جریان عمده روحانیت را که در زمان حیات ایشان در خانواده انقلاب شکل گرفت مورد تایید قرار دادند و فرمودند «تایید من از این دو جریان مادامی است که آنها پایبند به اصول ضداستکبار، حامی مستضعفان و پایبند به اسلام باشند» و این نکات به شکل دقیق در منشور برادری ذکر شده است.
وی خاطرنشان کرد: پس از رحلت امام (ره) برخی از افراد از این معیارها فاصله گرفته و صرف حجت شرعی داشتن موضوعی را کافی ندانستند و رأی مردم را مطرح کردند بنابراین این مسیر آغاز شکاف اسلامیت و جمهوریت و منشاء فتنه در کشور شد.
نبوی در خاتمه با بیان اینکه مجموعه افرادی که پس از رحلت امام (ره) دچار انحراف از مسیر ایشان شدند تجدیدنظر طلب بودند، تصریح کرد: ریشه این مسئله در زمان حیات امام (ره) نیز وجود داشت اما برخی از آنها معتقد بودند که به دلیل وجود امام (ره) نظر قلبی خود را بیان نکردهاند وگرنه از اول نیز ولایت مطلقه فقیه را قبول نداشتند.
به گزارش کلمه ، مهدی یحیینژاد؛ مدیر سایت «بالاترین» در آخرین نوشته در وبلاگ شخصی خود، از مردم ایران خواست تا اگر در روز 25بهمن به خیابانها آمدند، تا تشکیل دولت انتقالی خیابانها را ترک نکنند!
یحیینژاد که پس از 21 ماه دوباره به اظهارنظر در وبلاگ شخصیاش به نام «ژرف» پرداخته است، در نوشته اخیر خود، ضمن انتقاد از میرحسین موسوی به عنوان رهبر ناآرامیهای سال88 در تهران، از ایرانیان خواست تا اگر توانستند در روز 25 بهمن راهپیمایی تشکیل دهند، در خیابانها بمانند.
مدیر سایت «بالاترین» در ادامه یادداشت خود به صورت غیر مستقیم به منشأ توهمات کاربرانش در سایت تحت مدیریت خود اشاره میکند و مینویسد: "اگر هم مردم تو خیابان ماندند و کار جلو رفت، وقت کشی نکنید، سریع تقاضای مشخص بدهید و یا دولت موقت تشکیل بدهید.
در این بین البته این فرد از دوستان خود در ایران میخواهد تا برای جلوگیری از “سوتی” برخی از رهبران جنبش مانند خاتمی، او را موقتا به یک کشور دیگر بفرستند!"
یحیینژاد در بخش دیگری از نوشته خود، با انتقاد از سران ناآرامیهای سال گذشته مدعی میشود که به برخی از آنها تذکر داده است که نباید مردم به خانه برگردند: "یکبار مردم را فرستادید خانه گفتیم غافلگیر شدید برنامه ریزی نکرده بودید. اگر ایندفعه هم همان اشتباه را بکنید، مسئول به هدر رفتن هزینههایی که مردم دادند شمایید".
این نوشته یحیینژاد به دلیل توهم بسیار، در برخی از شبکههای اجتماعی مانند گوگل ریدر مورد تمسخر و استهزاء قرار گرفته است.
از سوی دیگر این اظهارنظرها با توجه به فضای حاکم بر سایت «بالاترین» که عموما با واژه “توهم” مترادف میشود، بسیار قابل توجه است.
گفتنی است چند روز پیش عکس نامهای در شبکههای اجتماعی و سایتهای اینترنتی منتشر شد که در آن از سوی موسوی و کروبی، از وزارت کشور صدور مجوز راهپیمایی به منظور “حمایت از مردم مصر” درخواست شده بود.
جالب اینجاست که حتی این نامه هم از سوی برخی دنبال کنندگان اخبار این 2شخص، مورد تمسخر قرار گرفته بود.

این محقق و پژوهشگر حوزه درگفتگو با کلمه میگوید: فرزندان حضرت آدم از ابتدا بد نبودند و هر دو تابع حضرت آدم هم بودند، ولی وقتی شيطان مطامع دنيوی را ارئه كرد، يكی از آنها در دام اين مطامع افتاد و بازی اين لذتها دنيوی را خورد و منحرف شد.
طائب معتقد است به همان دليل كه اين فرزند آدم به دليل گرايش به لذتهای دنيوی، جاهطلبی، مقام و پست خواهی از دايره حق بيرون رفت، دليل ريزشهای انقلاب نيز همين است.
اين فعال سياسی با بيان اينكه اين ریزشها در آينده نيز ادامه خواهد يافت، اظهار كرد: اين راهی است كه در برابر همه قرار دارد، لذا همه بايد به خدا پناه ببريم و چشمان باز باشد كه مبادا در دامی كه شيطان برای كسانی كه دچار ريزش شدند، گستراند، نيفتيم.
طائب در ادامه اين گفتوگو با تأكيد بر اينكه خواص معيار شناخت حق نيستند، اظهار كرد: خواص میتوانند با انجام وظيفه خود، شاخصهايی را كه در بيان حجتهای زمان يعنی چه حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری وجود داشته و دارد را تبيين كنند.
اين كارشناس علوم دينی تأكيد كرد: خواص يعنی كسانی كه میدانند، و الزامی وجود ندارد كه هركس میداند اهل عمل هم باشد؛ ما يك عالم عامل داريم يك عالم بیعمل، لذا هميشه نمیتوان گفت كه خواص شاخص هستند. اين خواص اگر به وظيفه خود كه همان تبيين شاخصهای خط حجت زمان است عمل كردند كه موفق هستند، ولی اگر عالم بیعمل شدند، زمين میخورند وسقوط میكنند.
وی با اشاره به تلاشهايی كه در دورههای مختلف انقلاب اسلامی از سوی دشنمنان و برخی عوامل داخلی آنها برای انحراف مسير انقلاب اظهار كرد: دشمنشناسی و بيداركردن مردم در مقابل دشمنان، شاخصه اصلی حركت بنيانگذار كبير انقلاب اسلامی است كه اين مسئله دشمنان را نگران كرده است و به مقابله برخواسته است و براساس آيات قران بهترين مقابله برای دشمنان تلاش برای خاموش كردن اين چراغ است.
کلمه :
عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری گفت: ایران اسلامی در پی عزت و استقلال کشورهای عزت و استقلال کشورهای اسلامی است و این مهم در روح بیانات ولی امر مسلمین جهان حضرت آیتالله العظمی خامنهای کاملاً مشهود است.
آیتالله سیداحمد خاتمی عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رهبری در گفتوگو با خبرنگار سیاسی باشگاه خبری فارس«توانا» با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در خطبههای این هفته نمازجمعه، اظهار داشت: خطبههای این هفته نمازجمعه همچون سایر خطابههای معظمله بسیار جامع الاطراف بود؛ بنابراین رهنمودهای ولی امر مسلمین جهان در بخشهای مختلف فرمایشات ایشان به ویژه در موضوع دهه مبارک فجر و پیروزی انقلاب اسلامی میتواند سرفصل مباحث جامعه در این ایام باشد.
وی در خصوص بیانات رهبر انقلاب، گفت: رهبر معظم انقلاب به طور مقایسهای اسلامستیزی رژیم شاه و متقابلاً گسترش اسلام به وسیله انقلاب اسلامی، وابستگی شدید حکومت پهلوی به بیگانگان و استقلال عمل نظام اسلامی، بیاعتنایی به مردم توسط رژیم منحوس پهلوی و اهتمام به تاثیرگذاری واقعی مردم بعد از پیروزی انقلاب را از پیامدهای انقلاب اسلامی ذکر کردند.
امام جمعه موقت تهران همچنین تاکید کرد که شایسته است خفقان دوران رژیم سیاه پهلوی و آزادی، امروزه در نظام اسلامی مورد بحث و واکاوی کارشناسی تحلیلگران منصف انقلاب قرار گیرد.
آیتالله خاتمی با اشاره رهنمودهای رهبر انقلاب درباره ترفندهای دشمنان برای شکست دادن انقلاب اسلامی، ایجاد درگیری خیابانی، جنگهای روانی، کودتا، تحمیل جنگ هشتساله، تحریمهای اقتصادی و سرانجام فتنه 88 را به عنوان آخرین نمایشنامه دشمن برای استحاله نظام اسلامی برشمرد و یادآور شد: به فضل الهی دشمن در تمام این توطئهها ناکام مانده است.
وی همچنین با بیان اینکه دهه فجر امسال حال و هوای دیگری دارد، اضافهکرد: عمدهترین عامل تحرک و بیداری مردم مسلمان کشورهای شمال آفریقا و عرب، اسلامخواهی و عزّتطلبی است.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: حضور مردم در صحنه برای مقابله با حاکم خود فروختهشان که برده آمریکا و استکبار است، ریشه در مبانی اسلام دارد؛ بنابراین با صراحت و شجاعت خواستار خروج وی از کشورشان هستند.
وی یادآور شد: مردم مسلمان مصر از جانب رئیسجمهور نامبارک خود سالها تحقیر شدهاند و این در حالی است که مصر به عنوان یک کشور تأثیرگذار اسلامی زمانی پیشگام مبارزه با اسرائیل غاصب بود؛ اما امروز این حاکم خائن و خودفروخته، کشور مصر را تبدیل به پایگاه صهیونیستها کرده است.
امام جمعه موقت تهران حضور مردم مصر در صحنه را هوشیارانه خواند و تاکید کرد: اتحاد مردم، لازمه رسیدن به اهداف و پیروزی است؛ بنابراین لازم است مردم مصر به خواسته ای کمتر از اهداف واقعی ملت مسلمان مصر تن ندهند و در این مسیر مراقب نفوذ و سمپاشی دشمن در جهت ایجاد انحراف در قیام خود باشند.
وی بیان داشت: ایران اسلامی در پی عزت و استقلال کشورهای اسلامی است و این مهم در روح بیانات ولی امر مسلمین جهان حضرت آیتالله العظمی خامنهای کاملاً مشهود است.
کلمه: هنوز 10 سال از انتصاب حضرت آیت الله خامنه ای به امامت جمعه تهران نگذشته بود که پس از عروج آسمانی بنیانگذار انقلاب اسلامی، به وصیت امام خمینی، مجلس خبرگان امام جمعه تهران را به رهبری انقلاب برگزید.

امام جمعه تهران در دوران حیات امام، خطبه های تاریخ سازی را مانند خطبه 15 اسفند 1359 که در آن خشم انقلابی در برابر بنی صدر، جایش را به صبر به فرموده امام داده بود، خطبه غرا پس از عزل بنی صدر، خطبه روشنگرانه پس از پذیرش قطع نامه ایراد کرده بود.
در این نوشتار به هفت خطبه تاریخی و تاریخ ساز آیت الله خامنه ای در دوران رهبری ایشان می پردازیم:
خطبه اول
چهل روز از فقدان بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران گذشته بود که آیت الله خامنه ای در روز 23 تیرماه 1368 بر منصب امامت جمعه قرار گرفت. شروع خطبه ها با صدای گریه و ناله مستعمعان همراه بود: «چهل روز از فقدان عظيم و مصيبتبار امام بزرگوارمان مىگذرد و اين اولين جمعهاى است كه من در فقدان آن عزيز به نماز جمعه مىآيم و با شما امت وفادار و ياران مخلص او روبهرو مىشوم. باور كردن اين حقيقت تلخ، بسيار سخت است. در طول سالهاى گذشته، تصور دنياى بىروح و فضاى افسرده و زندگى غمانگيزى كه در آن، امام و رهبر و مراد و معلم و مرشد و پدر و اميد ما حضور نداشته باشد، برايمان بسيار دشوار بود. پروردگارا! ما در اين مصيبت به تو پناه مىبريم، از تو تسلا مىجوييم، از تو كمك مىخواهيم و به تو شكوه مىكنيم. اى بقيةالله، اى حجةبنالحسنالعسكرى! تسليت اين مصيبت بزرگ را به تو عرض مىكنيم.»
خطبه اول به امام اختصاص داشت: «اولين كار بزرگ او، احياى اسلام بود. دومين كار بزرگ او، اعادهى روح عزت به مسلمين بود. سومين كار بزرگ او اين بود كه به مسلمانها احساس درك امت اسلامى داد. چهارمين كار بزرگ او، ازالهى يكى از مرتجعترين و پليدترين و وابستهترين رژيمهاى منطقه و جهان بود. ازالهى حكومت پادشاهى در ايران، كار پنجم او، ايجاد حكومتى بر مبناى اسلام بود؛ چيزى كه به ذهن مسلمانها و غيرمسلمانها خطور نمىكرد. كار ششم او، ايجاد نهضت اسلامى در عالم بود. هفتمين كار بزرگ او، نگرشى جديد در فقه شيعه بود. كار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حكام بود. امام ما اين باور غلط را عوض كرد و نشان داد كه رهبر محبوب و معشوق يك ملت و ديگر مسلمانان عالم، مىتواند زندگى زاهدانهاى داشته باشد و به جاى كاخهاى مجلل، در يك حسينيه از ديداركنندگان پذيرايى كند و با لباس و زبان و اخلاق انبيا با مردم برخورد كند. كار نهم او، احياى روحيهى غرور و خودباورى در ملت ايران بود و بالاخره دهمين كار بزرگ او، اثبات اين نكته بود كه «نه شرقى و نه غربى»، يك اصل عملى و ممكن است.»
خطبه دوم اما با تشکر آغاز شد: «اولاً، از خبرگان منتخب مردم به خاطر حسنظنى كه به اين بندهى حقير ابراز داشتند و مسؤوليت بزرگ و سنگينى را بر دوش من نهادند، تشكر مىكنم. ثانياً، از آحاد ملت بزرگ ايران و گروههاى پُرشور و وفادار كه در طول اين مدت به عنوان بيعت و اعلام وفادارى، با پيام و حضور و پيادهروى و تهيهى طومار و غيره، تأييد و حمايت خودشان را اعلام داشتند، صميمانه و با همهى وجود تشكر مىكنم و به خاطر وفادارى بىنظيرشان نسبت به امام و مقتداى بزرگ امت در طول چهل روز عزاى عمومى، سپاسگزارم.»
در ادامه، مسیر ایران در دوران رهبری ترسیم شد: «ملت هميشه بايد بيدار باشد و وحدت كلمهى خود را حفظ كند... شما از همهى دشمنانتان قويتريد... بايد براى حركت، كمرمان را محكم ببنديم. ما ديگر جنگ نظامى نداريم؛ اما جنگ با موانع سازندگى پيش روى ماست. بايد كشورمان را بسازيم.»
و در انتها: «ياد امام هرگز از دل و جان ما رخت نخواهد بست. امام عزيز! مگر ممكن است ما تو را فراموش كنيم؟ يقيناً اين غم بزرگ همچنان ما را تا سالهاى متمادى همراهى خواهد كرد. امام عزيز! ما از امروز - كه عيد قربان است - باز هم به خاطر تو زندگى و تلاش را شروع مىكنيم؛ چون تو اين راه را مىخواستى و مىپسنديدى و مىطلبيدى.»
خطبه دوم
ده سال پس از رهبری آیت الله خامنه ای، روز جمعه 18 اردیبهشت سال 1377 مصادف با عاشورای حسینی بود و رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه بحث را به بیان عبرتهاي عاشورا کشاند: «بحث عبرتهاى عاشورا مخصوص زمانى است كه اسلام حاكميت داشته باشد. حداقل اين است كه بگوييم عمده اين بحث، مخصوص به اين زمان است؛ يعنى زمان ما و كشور ما، كه عبرت بگيريم. ما قضيه را اينگونه طرح كرديم كه چطور شد جامعه اسلامى به محوريت پيامبر عظيمالشأن، آن عشق مردم به او، آن ايمان عميق مردم به او، آن جامعه سر تا پا حماسه و شور دينى و آن احكامى كه بعداً مقدارى درباره آن عرض خواهم كرد، همين جامعه ساخته و پرداخته، همان مردم، حتى بعضى همان كسانى كه دورههاى نزديك به پيامبر را ديده بودند، بعد از 50 سال كارشان به آنجا رسيد كه جمع شدند، فرزند همين پيامبر را با فجيعترين وضعى كشتند؟! انحراف، عقبگرد، برگشتن به پشت سر، از اين بيشتر چه مىشود؟!»
اکنون بعد از گذشت 12 سال از زمان آن خطبه و گذراندن دوران تلخ دوم خرداد، خواندن هشدارهای مستقیم رهبری انقلاب بسیار گواراست: «اما همين حادثه باورنكردنى (عاشورا)، همين حادثه عجيب و حيرتانگيز، اتفاق افتاد. چه كسانى كردند؟ همانهايى كه به خدمتش مىآمدند و سلام و عرض اخلاص هم مىكردند. اين يعنى چه؟ معنايش اين است كه جامعه اسلامى در طول اين 50 سال، از معنويت و حقيقت اسلام تهى شده است. ظاهرش اسلامى است؛ اما باطنش پوك شده است. خطر اينجاست. نمازها برقرار است، نماز جماعت برقرار است، مردم هم اسمشان مسلمان است و عدهاى هم طرفدار اهلبيتند! اهلبيت محترمند؛ آن روز هم در نهايت احترام بودند؛ اما در عين حال وقتى جامعه تهى و پوك شد، اين اتفاق مىافتد. حالا عبرت كجاست؟ عبرت اينجاست كه چه كار كنيم جامعه آنگونه نشود. ما بايد بفهميم كه آنجا چه شد كه جامعه به اينجا رسيد؟»
رهبر انقلاب در ادامه چند مثال از مال اندوزی سعد بن عاص، ابوموسی اشعری، طلحه و سعد ابی وقاص آوردند و پس از بیان این مثال ها این گونه نتیجه گرفتند: «عزيزان من! انسان اين تحولات اجتماعى را دير مىفهمد؛ بايد مراقب بود. تقوا يعنى اين. تقوا يعنى آن كسانى كه حوزه حاكميتشان شخص خودشان است، مواظب خودشان باشند. آن كسانى هم كه حوزه حاكميتشان از شخص خودشان وسيعتر است، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب ديگران باشند. آن كسانى كه در رأسند، هم مواظب خودشان باشند، هم مواظب كل جامعه باشند كه به سمت دنياطلبى، به سمت دل بستن به زخارف دنيا و به سمت خودخواهى نروند. اين معنايش آباد نكردن جامعه نيست؛ جامعه را آباد كنند و ثروتهاى فراوان به وجود آورند؛ اما براى شخص خودشان نخواهند؛ اين بد است. هر كس بتواند جامعه اسلامى را ثروتمند كند و كارهاى بزرگى انجام دهد، ثواب بزرگى كرده است. اين كسانى كه بحمدالله توانستند در اين چند سال كشور را بسازند، پرچم سازندگى را در اين كشور بلند كنند، كارهاى بزرگى را انجام دهند، اينها كارهاى خيلى خوبى كردهاند؛ اينها دنياطلبى نيست. دنياطلبى آن است كه كسى براى خود بخواهد؛ براى خود حركت كند؛ از بيتالمال يا غير بيتالمال، به فكر جمع كردن براى خود بيفتد؛ اين بد است. بايد مراقب باشيم. همه بايد مراقب باشند كه اينطور نشود. اگر مراقبت نباشد، آن وقت جامعه همينطور بتدريج از ارزشها تهيدست مىشود و به نقطهاى مىرسد كه فقط يك پوسته ظاهرى باقى مىماند. ناگهان يك امتحان بزرگ پيش مىآيد -امتحان قيام ابىعبدالله- آن وقت اين جامعه در اين امتحان مردود مىشود!»
خطبه سوم
18 روز از دی ماه سرد سال 1377 گذشته بود که رهبر انقلاب در اوج ماجرای قتل های زنجیره ای و فشار عجیب رسانههای زنجیره ای، خطبههاي نمازجمعه تهران را ایراد کردند. ایشان در ابتدا این قتل ها را مشکوک عنوان کرده و فرمودند: «اين حادثه، حادثه بىسابقهاى براى كشور ما بود. تاكنون چنين حادثهاى براى ما پيش نيامده بود. براى مردم هم حادثه جديد و مهم و قابل توجهى بود.»
رهبر انقلاب در ادامه تمثیل زیبایی برای برخی رسانه های داخلی به کار بردند؛ "بچه بی عقل"؛ «بنده كه 20 سال است از نزديك با جزئيات برخوردهاى تبليغاتى با خودمان مواجهم، از اين جنجالى كه راديوهاى بيگانه در اين حادثه درست كردند، تعجب نمىكنم. البته از بعضى كارهاى خوديها تعجب مىكنم! از كار بعضى از اين مطبوعاتيهاى خودى و رسانههاى داخلى تعجب مىكنم! اينها درست مثل بچه بىعقلى عمل كردند كه پدرش مثلاً در يك برخورد زبانى با يك آدم خبيثِ بدجنسِ بدزبانى درگير باشد و اين بچه بىعقل هم از روى بىتوجهى به موقعيت، بنا كند پدر خودش را مثلاً مسخره كردن! اينها چنين موضعى گرفتند. البته حالا اين نگاه خوشبينانه است؛ مبنى بر اين است كه اينها غرض و مرض و ارتباطى ندارند. اگر چنين باشد، كه بحث ديگرى است.»
رهبر انقلاب در ادامه از کادر و مسئولین وزارت اطلاعات تشکر کردند و فرموردند: «عدهاى در صددند از وزارت اطلاعات انتقام بگيرند و حالا اين بهانه خوبى برايشان شده است! مسؤولان وزارت اطلاعات ما، بزرگترين خدمات را به اين كشور كردند. نيروهاى مؤمن و مخلص و صميمى، از همان روزهاى اول، داخل وزارت رفتند. من فراموش نمىكنم؛ چند وقتى از طرف شوراى انقلاب مأمور شدم كه به آنجا بروم و سركشى كنم. به آنجا رفتم؛ اتاقهايى را باز مىكرديم، مىديديم كه در زيرزمين، جوانان تحصيلكرده و فهيم نشستهاند و براى خاطر اين مملكت، اين اسناد را دستهبندى و حفظ مىكنند؛ يعنى براى كشور اين اسناد را نگهداشتند. بعد قضاياى معارضين -گروهك منافقين و حزب توده- پيش آمد. اگر اين عناصرِ اطلاعات نبودند، اگر اين مجموعه نبود، شما خيال مىكنيد كه اين انقلاب جان سالم بهدر مىبرد؟»
آیت الله خامنه ای پس از آن که داریوش فروهر را مخالف بی ضرر جمهوری اسلامی دانستند و بر پیگیری قضیه تاکید کردند، هشداری جدی نیز به پشت صحنه های قضیه قتل های زنجیره ای دادند؛ هشداری که بعدا نشان داد تحلیل رهبر انقلاب از این ماجراي مشکوک کاملا صحیح و مقارن با حقیقت بوده است: «عدهاى عناصر سوءِ استفادهچى و فرصتطلب، در اين جنجال چند روزه، به خيال اينكه حالا وزارت اطلاعات قدرت و توانى ندارد؛ شير بىيال و دُم و اشكمى شده و مورد تهمت قرار گرفته است، سعى مىكنند كه فضاى كشور را از چتر امنيتى خالى فرض كنند. من به آنها هم نصيحت مىكنم كه اين اشتباه را نكنند. اشتباه نكنيد؛ اين انقلاب آسان به دست نيامده است. اين امنيتى كه در اين كشور هست، آسان به دست نيامده است. اين حكومت مردمى، به قيمت خون صدها هزار نفر از اين مردم به دست آمده است.»
خطبه چهارم
چند هفته از غائله کوی دانشگاه و آشوب در خیابانهای تهران نگذشته بود که رهبر انقلاب اسلامی در بيستمین سالگرد اقامه اولین نمازجمعه تهران به دانشگاه تهران رفت تا با خطبه های امام گونهاش، آرامش را به کشور بازگرداند. در این خطبه بود که رهبر انقلاب برای اولین بار از فتنه سخن گفت: «خطرناكترينِ اين حوادث، حادثهاى است كه فتنه باشد. فتنه، يعنى حادثه غبارآلودى كه انسان نتواند بفهمد چه كسى دوست و چه كسى دشمن است و چه كسى با غرض وارد ميدان شده و از كجا تحريك مىشود. فتنهها را بايد با روشنگرى خاموش كرد. هر جا روشنگرى باشد، فتنهانگيز دستش كوتاه مىشود. هر جا حرف بىهدف، كار بىهدف، تيراندازى بىهدف، تهمت زدن بىهدف وجود داشته باشد، فتنهانگيز خوشحال مىگردد؛ - چون صحنه شلوغ مىشود.»
آیت الله خامنه ای در ادامه کد بسیار مهمی از اظهارات مقامات آمریکایی را فاش کردند: «مدتى پيش احساس مىشد كه مراكز عمده دشمنى با ملت ما، در انتظار حوادثى در ايران هستند؛ در حرفهايشان اين معنا روشن بود. در سال گذشته، رئيس سازمان جاسوسى كشور امريكا در گزارشى كه براى خودشان تهيه كرده بود و داد، اينطور گفت: در سال 1999 -يعنى همين سال جارى مسيحى- در ايران انتظار حوادثى را داريم كه در اين بيست سال گذشته -يعنى از اول انقلاب تاكنون- بىسابقه است! در واقع با اين زبان، نشان مىداد كه از چيزهايى پشت پرده مطلع است. بعضى از اين فراريهايى هم كه با دشمن همكارى مىكنند و به امريكا پناهنده هستند، شبيه اين حرفها را زدند. يكى از همين وابستگان فرارى -آنطور كه در خبرها آمده بود- گفته بود كه ما سال آينده به ايران خواهيم رفت!»
رهبر انقلاب در ادامه به نخ تسبیح حوادث سال های 77 و 78 اشاره کردند. همچنين، تاسیس رادیو آزادی و تقویت رادیوهای بیگانه، تضعیف وزارت اطلاعات با قتل های مشکوک، درگیری های ساختگی برای ایجاد اغتشاش ذهنی در مردم، شایعه اختلاف و جنگ قدرت در میان مسئولین، تضعیف سپاه پاسدران، نیروی انتظامی، دستگاه قضایی و صداوسیما، تقویت دستگاه های جاسوسی از جمله اتفاقاتی بود که رهبری به آنها به عنوان زمینه سازی غائله کوی دانشگاه اشاره کردند.
رهبری درانتها آب پاکی را روی دست دشمن ریخت: «اين ملت ديگر حاضر نيست زير بار امريكا برود، اين ملت حاضر نيست مثل بعضى از ملتهاى ديگر، رژيمى را قبول كند كه آن رژيم براى كارهاى كوچك و بزرگ خود بايد از امريكا اجازه بگيرد؛ پس، اولين غلطى كه در محاسبهشان داشتند، اين بود كه ملت ايران را بد ارزيابى و محاسبه كردند.»
خطبه پنجم
در روز های ابتدایی فروردین 1382 و ساعاتی پس از اشغال بغداد توسط نیروهای آمریکایی، در حالی که برخی مسئولین مرعوب در حال نوشتن نامه تسلیم 2003 به مقصد کاخ سفید بودند، رهبر انقلاب در دومین جمعه سال، خطبه های نمازجمعه را ایراد کردند. ایشان ماجرای اشغال نظامی عراق را به چهار مساله تفکیک کردند: «اول سقوط صدام؛ مردم عراق از رفتن صدام خوشحالند؛ ما هم از رفتن صدام خوشحاليم. صدام آدمى ديكتاتور، بد، ظالم، ناپايبند به عهد و پيمان و بسيار شرور بود.
قضيه دوم، فجايعى است كه در اين مدت در عراق نسبت به مردم واقع شده است. اين فجايع چيزهايى نيست كه گم شود. ببينيد! سربازان بيگانه دستهاى مردان عرب را از پشت بستند، سرهايشان را با كوفيههايشان بستند، روى زمين دمر دراز كردند، به رو خواباندند و با تفنگ بالاى سرشان ايستادند. اينها مگر كم مصيبتى است؟! اينها مگر جبران شدنى است؟! اين هم يك ماجراى بسيار مهم است. سرباز آمريكايى زنان محجبه عرب را بازرسى كند؛ جوان آمريكايى كه معلوم نيست كيست و از كجا آمده، بيايد زن عرب را كه با مقنعه و پوشيه و عبا سر تا پا پوشيده شده، بازرسى كند كه مبادا بمب داشته باشد! اينها حقوق بشر است، احترام به انسانهاست و احترام به آزادى انسان است كه اين دروغگوها ادعا مىكنند؟!
اما قضيه سوم، يعنى تجاوز نظامى به يك كشور به بهانه وجود سلاح كشتارِ جمعى. اين جزو زشتترين و بدترين كارهاست و وجدان جهانى اين كار را محكوم كرد و نامشروع دانست.
قضيه چهارم، سلطه بعدى آمريكا بر عراق است. مىخواهند علاوه بر اينكه تجاوز كردند و اين فجايع و جنايات از آنها سرزده است، اداره عراق را آن هم به وسيله يك حاكم بيگانه -آمريكايى و نظامى كه يا صهيونيست است و يا كاملاً مرتبط به محافل صهيونيستى است- برعهده گيرند و او را در رأس يك كشور اسلامى و عربى غيور بگذارند. آنها به خيال خود بين خودشان يك تقسيمبندى كردهاند كه البته نشانههاى اختلاف بين آمريكا و انگليس پيداست. بصره كه بوى نفتش كمى غليظتر و به مناطق نفتى نزديكتر است و انگليسيها هم كه خيلى از بوى نفت خوششان مىآيد، به انگليسيها، و بغداد هم كه مركز قدرت است و آمريكاييها نيز از قدرتنمايى خوششان مىآيد، به آمريكاييها رسيدهاست.»
رهبر انقلاب در ادامه چهارشکست سیاسی، ایدئولوژی، رسانه ای و ابهت نظامی را برای آمریکا پیش بینی کردند و در انتها برای پیروزی مردم عراق بر اشغالگران دعا کردند.
خطبه ششم
29خرداد سال 1388، یک هفته پس از انتخابات دهم ریاست جهوری، میلیونها نفر از مردم تهران در خیابانهای اطراف دانشگاه تهران جمع شده بودند تا نماز جمعه را به امامت آیت الله خامنه ای اقتدا کنند. ده ها شبکه تلوزیونی که از هفته ها قبل، ایران و انتخاباتش را موضوع یک خبری کرده بودند، خطبه های نماز جمعه را به صورت مستقیم پخش می کردند. سران فتنه نیز اگرچه مانند همیشه با مردم همراه نشدند و به نماز جمعه 29 خرداد نیامدند اما منتظر بودند که میوه یک هفته اغتشاش، اردو کشی خیابانی و فشار به رهبری را در روز 29 خرداد بچینند.
رهبر انقلاب اما خطبه اول نماز را با جمله ای آغاز کردند که می شد تا انتهای کار را پیش بینی کرد: «در مقابل حوادث گوناگون که دلها را به تشویش و اضطراب می اندازد، باید به یاد و ذکر خدا پناه برد و به وعده های پروردگار اعتماد کرد که در این صورت، خداوند کریم آرامش روحی را بر مؤمنان نازل می کند و این سکینه و طمأنینه موجب محکم کردن دلها و استواری گامها خواهد شد.»
خطبه طوفانی 29 خرداد خطاب به ملت، نامزدهای ریاست جمهوری و نخبگان، فعالان سیاسی و نیز سران برخی دولت های مستکبر غربی بود.
رهبر انقلاب پس از تشکر متواضعانه از مردم، دو طرف مناظره ها را مقصر دانستند: «يك طرف به رئيس جمهور قانوني كشور، صريحترين و خجالت آورترين اهانتها و تهمتها را بيان مي كرد و با پخش كارنامه هاي جعلي براي دولت، رئيس جمهور متكي به آراي مردم را دروغگو، خرافاتي و رمال مي ناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا مي گذاشت و طرف ديگر هم، با اقداماتي مشابه، كارنامه درخشان 30 ساله انقلاب را كمرنگ جلوه مي داد و شخصيتهايي كه عمرشان را در راه نظام صرف كرده اند، زير سؤال مي برد و اتهاماتي را كه در مراجع قانوني اثبات نشده است، بيان مي كرد.»
آیت الله خامنه ای در ادامه به سابقه درخشان و شناخت 50 سال خود از آقای هاشمی رفسنجانی و در عين حال به اختلاف نظر خود با آقاي هاشمي رفسنجاني در موارد متعدد اشاره كردند و فرمودند: «اين اختلاف نظر طبيعي است و مردم ن
فردا بیعتی دیگر در نماز جمعه عاشقی
با پیروزی انقلاب اسلامی و برچیده شدن نظام شاهنشاهی یکی از اولین اقدامات نظام اسلامی برپایی نماز جمعه به عنوان یکی از تاثیرگذارترین تریبون ها و اجتماعات مردمی بعد از سالها در تاریخ این کشور بود.نماز جمعه به عنوان یک رکن تاثیر گذار در اداره حکومت اسلامی تا آنجا مورد توجه امام راحل عظیم الشان قرار داشت که فرمود: ((نماز جمعه در راس امور است)). در نخستین نماز جمعه های برپایی پایتخت انقلاب اسلامی در دانشگاه تهران بسیاری از شخصیت های اصلی انقلاب مانند آیت الله طالقانی به اقامه نماز جمعه پرداختند اما کم کم و با اوج گیری و استقرار انقلاب نماز جمعه از یک نماز عبادی به محفلی برای برپایی عبادتی با بصیرت افزایی سیاسی همراه شد و اینگونه بود که نامش به عنوان نماز عبادی سیاسی جمعه مطرح شد.در اولین سال برپایی نماز جمعه تهران حضرت امام خمینی (ره) یکی از نزدیک ترین یاران انقلاب و معتمدین خود را که از فقهای برجسته حوزه بود را به سمت امام جمعه تهران منصوب کرد. آیت الله سید علی خامنه ای (مدظله) که از نخستین روزهای آغاز نهضت امام راحل عظیم الشان در کنار ایشان حضور داشته و در تمامی مراحل به ثمر نشستن انقلاب اسلامی ایران جزو تاثیر گذار ترین افراد بودند در حالی به این سمت حساس و تاثیر گذار منصوب شدند که همزمان سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و معاونت وزارت دفاع را بر عهده داشتند.در همان سال هم با انتخاب مردم به عنوان نماینده مجلس وارد اولین دوره مجلس شورای اسلامی شدند اما تریبون مقدس نماز جمعه که دارای شرایط خاصی بود همچنان به مامن پیشبرد اهداف انقلاب توسط معظم له تبدیل شد.


شماري از عناصر وابسته به گروهك هاي رنگارنگ ضدانقلاب، نسبت به مرگ سانسورچي ارشد رژيم پهلوي در 82 سالگي ابراز تأسف كردند.
به گزارش کلمه،در اين بيانيه كه به امضاي اعضاي گروهك هاي سلطنت طلب، حزب توده، فدائيان خلق، ملي-مذهبي و منافقين (مجاهدين خلق) رسيده، آمده است: «فقدان داريوش همايون ضايعه اي براي جنبش دموكراسي است. او اگر بيشتر مي ماند از خويش يادگارهاي درخشان تر برجاي مي گذارد». اين بيانيه تسليت را عناصر ورشكسته اي چون هما سرشار، هوشنگ اسدي و همسر وي (نوشابه -الف)، محسن حيدريان، بابك اميرخسروي، محمد ارسعي، محمد برقعي، مسعود بهنود، فرخ نگهدار، خانبابا تهراني و «ا.ن» طنزنويس روزنامه هاي اصلاح طلب (عضو حلقه لندن) امضا كرده اند.
برخلاف اين بيانيه كه هماهنگي طيف هاي گوناگون ضد انقلاب را نشان مي دهد، «ا.ن» كسي كه پس از تظاهر به چپ روي، طي سالهاي اخير خود را به عنوان طنزنويس اصلاح طلب جا زده بود- با لحني دو آتشه تر از سلطنت طلبان- به تمجيد از داريوش همايون پرداخت و در روزنت (ارگان تحت مديريت سلطنت طلبان) نوشت: هميشه دوست داشتم داريوش همايون را ببينم. مطمئن بودم و هستم كه سايت هاي سبز هيچ نوشته اي را در دفاع از داريوش همايون منتشر نمي كنند، چرا كه حاضر نيستند بدنامي دفاع از او را حتي پس از مرگ بپذيرند. اگرچه او بي مهابا و بدون هيچ ترديدي از جنبش سبز دقيقاً با همان تفسيري كه در داخل ايران وجود دارد، حمايت مي كرد. فكر كردم نوشته را براي دوستان ديگر بفرستم ترديد كردم، حدس مي زدم آنها كه سابقه چپ دارند از او بدشان مي آيد، آنها كه ممكن است مذهبي باشند، بخاطر مذهبي بودن شان از او بدشان مي آيد. فكر كردم نوشته را به هر جا بدهم، با مشكل مواجه مي شود، سلطنت طلبان او را خائن به سلطنت مي دانند و برخي از جمهوريخواهان او را دشمن جمهوريخواهي مي دانند.
اين عضو حلقه لندن (مهاجراني) كه رسوايي در پروژه درازگوش تروا را سال گذشته به جان خريد، پيشاپيش احتمال مرگ قريب الوقوع يكي ديگر از عناصر ضد انقلاب را هم بدون ذكر نام داده و مي نويسد: نامش را نمي برم تا سق سياه غم دامنش را نگيرد. او هم اصلاً حال خوشي ندارد... يادمان نرود كه هميشه در دل حكومت هاي استبدادي كساني بودند كه زندگي را براي مردم ممكن مي كنند. داريوش همايون را بخاطر جانبداري اش از جنبش سبز، بلكه بخاطر حضورش در حكومت پهلوي و كار عظيم اش در روزنامه آيندگان كه به تربيت نسلي بزرگ از روزنامه نگاران انجاميد دوست دارم. او در همان روزهايي كه حكومت پهلوي سقوط مي كرد، و همه فرصت طلبان خود را نجات مي دادند، در كابينه آموزگار حاضر شد. كابينه اي كه تلاش كرد تا بحراني كه در كشور وجود دارد كنترل كند. در آن روزهاي انقلاب زدگي، كمتر مرداني بودند كه مي فهميدند كه كشور در حال نابودي است. من او را مي ستايم، همانطور كه احسان نراقي را بخاطر آخرين تلاش هايش براي جلوگيري از سقوط حكومت پهلوي مي ستايم.(!)
رقیب آراء باطله امشب جهت خودنمایی در نمایشی سیاسی با بی شرمی تمام به حرم امام خمینی (ره) می رود
|
سحام نیوز :شنیده ها حاکیست رقیب آراء باطله امشب جهت خودنمایی در نمایشی سیاسی با بی شرمی تمام به حرم امام خمینی (ره) می رود . حضور این خائن به امام و آرمانها ی امام در بهشت زهرا با استقبال خانواده معظم شهدا رو به رو شده است. خانواده معظم شهدا و جوانان انقلابی که هفته گذشته از حضور مهدی کروبی در بهشت زهرا با لنگ کفش و شعار و کتک استقبال گرمی نمودند با شنیدن خبر حضور این مزدور فتنه گر ، خود را برای استقبالی باشکوه تر از وی آماده می کنند. در ذیل تصاویری از استقبال گرم مردمی از این فتنه گر در هفته گذشته و همچنین استقبال های قبلی به نمایش در آمده است که دیدنش خالی از لطف نیست :
|
توصیه برادرانه کلمه برای غافلان...
ما بر و بچه های دانشجویی هستیم که تا چندی پیش همپای غافلانی بودیم که بنوعی دنباله رو افکار ضد ایرانی صهیونیست و سیا بودند .
خداوند متعال را شاکریم که ذات اقدس الهی پرده های غفلت را از جلوی چشمانمان کنار زد تا بتوانیم چهره واقعی و نیت اصلی این به اصطلاح جنبشیان سبزیان اموی را دانسته و قبل از هرگونه صدمه به بدنه این مملکت و نظام امام زمانی به راه حق بازگردیم.
ما تمام توان خود را به کار گرفته ایم که در فضای مجازی از سیانت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ولایت مطلقه فقیه حضرت آیه الله العظمی سید علی خامنه ای (مدظله و العالی) دفاع کرده تا اندک مردمانی که هنوز از سر لجاجت به دامن ملت برنگشته اند نیز به سنگر مقابله با صهیونیسم غاصب و عیادی وابسته به آن بپیوندند.
لذا از تمام خواهران و برادران دینی خود که تا این لحظه هنوز چشم به دستان بیانیه نویس و اطلاعیه چاپ کن و صدقه جمع کن از محمود عباسان دست نشانده اسرائیل و فرومایگانی دارند که با القای تقلب در انتخابات ، مردم را به کوچه و خیابان کشاندند و خود در لباس زنانه از مواجهه شدن با مردم غیور و حزب اللهی هراسان به کناری رفتند و همچنان از وابستگان خود عاجزانه می خواهند تا هر از چند گاهی ، به دلایلی واهی به کوچه و خیابان بکشانند.
تا جایی که از این کار نیز،خسته و نالان شده و بفکر این افتادند که جنبش مردمی کشورهای مسلمان تونس،مصر،لیبی و ... را به جنبش لجنی خود نسبت دهند که خوشبختانه با بی اعتنایی مسلم مردم مواجه شد.
از این نمونه ها در این یکسال و اندی به وفور داریم و از بازگو کردن آن خودداری کرده و خواهان آن هستیم تا خودتان به حافظه تاریخی خود در این مدت پس از انتخابات رفته و آنرا مرور کنند و با چشمانی باز به تجزیه و تحلیل آن پرداخته و قطع یقین به نتیجه ای که ما به آن رسیده ایم خواهید رسید.
باشد تا در پیشگاه حضرت ولی عصر شرمسار نگردیم.

فرانس 24، حسنی مبارک شب گذشته باتسلیم شدن در برابر مطالبات مردمی و اعتراضات عمومی برای برکناری وی، اعلام کرد که در انتخابات ریاست جمهوری مصر که قرار است در شهریورماه برگزار شود، شرکت نخواهد کرد.
وی در نطق رادیو و تلویزیونی خود که از طریق تمامی شبکههای تلویزیونی جهان پخش میشد در عین حال تاکید کرد تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری حکومت را در دست خواهد داشت.
این سخنرانی در حالی صورت گرفت که میلیونها تن از مردم مصر دیروز و دیشب با حضور در میدان آزادی شهر قاهره خواستار کنارهگیری حسنی مبارک از قدرت شدند.
خصوصی سازی های پر مساله توسط قانوندانان قانونشکن 
الياس نادران در يادداشت جديدش نوشت: جریان قدرت طلب و فاسدی در حال شکل گیری است و از مدتها قبل برای حضور در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری فعالیت های زودهنگام و گسترده ای را آغاز کرده است. شناخت وبصیرت در قبال رفتار چندگانه آنها، فرصت سوداگری سیاسی را از این جریان مخرب خواهد گرفت.
حیات این جریان مخرب در ایجاد و گسترش دوقطبی های سیاسی است.از درون اختلافات داخلی رشد می کنند.برنامه ریزی می کنند تا با ایجاد اختلاف و دوگانه های سیاسی، به اهداف خود دست پیدا کنند.تنش و درگیری مهمترین بستر برای رویش و گسترش این جریان سیاسی است. از اینرو حفظ وحدت و ورود پیدا نکردن به این اختلافات و دامن نزدن به آنها در شرایط فعلی یک راهبرد اساسی است.این جریان که لبه دوم تیغ حمله به نظام و هجمه به ولایت فقیه است هرچند ظاهر متفاوت و موجهی به خود گرفته است اما بدون شک از فتنه اول خطرناک تر است.
خط خبری شخصیت های اصلی و رسانه های این جریان، درشت نمائی اختلافات دولت و دیگر قوا است.تلاش می کنند همه قوا را مخالف دولت نشان دهند.همه منتقدین را در یک صف و آنها را هم در کنار دشمنان دولت می نشانند.این دوگانه سیاسی فرصتی را برای مظلوم نمائی و نهایتا سوء استفاده از افکار عمومی برای پیشبرد برخی روش های نادرست سیاسی و اقتصادی فراهم می سازد.
این دو قطبی مصنوعی حاصل یک سناریوی از پیش طراحی شده است.از یک سو اختلاف افکنی بین نیروهای خودی را در دستور دارد و از سوی دیگر پشت پرده با جریان اصلاحات و فتنه همراه و همنشین می شوند.
هزینه این فتنه جدید از طریق به خدمت گرفتن اصلی ترین مراکز اقتصادی کشور صورت می گیرد. مهمترین روش برای تسلط بر این نهادهای اقتصادی نیز خصوصی سازی های پر مساله توسط قانوندانان قانونشکن است.
این جریان برای رسیدن به اهداف خود حاضر است با هر جریان نامشروعی گره بخورد.برای بازنشستگی یک فتنه گر تلاش می کند.امنیت ورود فتنه گر فراری را تضمین می کند.با سران جریان فاسد اقتصادی در دوران سازندگی پیوند می خورد و با آنها جلسات شبانه برگزار می کند و برای جذب بدنه پائین دست اصلاحات اباحه گری فرهنگی را در دستور کار قرار می دهد.
از اینرو تلاش می کنند به گروه ها مرجع نزدیک شوند و مدتها است که روی ورزشکارها، هنرمندان و ایجاد تشکل های موازی روحانی برنامه ریزی کرده اند.
هدف اصلی این جریان که متاسفانه به قدرت نیز متصل و کانون های اصلی تولید ثروت و اقتصاد را در دست گرفته است، انتخابات مجلس و مهمتر از ان ریاست جمهوری است.
به همین دلیل چند هفته پس از انتخابات 88 درحالیکه نظام درگیر فتنه و فتنه گران بود، جلسه گذاشتند و نیروهای خود را جمع و رسما اعلام کردند که باید برای مجلس و تعیین نامزدهای اصلی برنامه ریزی کنیم و نباید با هیچ جریانی ائتلاف کنیم.
برنامه اصلی آنها این است که از درون مجلس پلی برای ریاست جمهوری بسازند و از همین طریق نیز به نظام فشار بیاورند و اضطرار درست کنند تا نامزد مد نظرشان تائید صلاحیت شود.
اصولگراها و نمایندگان مجلس و جریانات ارزشی باید توجه کنند تا در زمین بازی این جریان سوداگر قرار نگیرند. نباید مسائل اصلی فراموش شود.در حال حاضر پی گیری مشکلات اقتصای و اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها ومواردی از این دست نیازمند فاصله گرفتن از مسائل فرعی و تنش زااست.این همان چیزی است که این جریان را به شدت مستاصل و خواب آشفته و پریشان آنها را بهم می ریزد.
کسانی که ما را نمی شناسند و ما را حامی دولت می پندارند بخوانند طرفداران جنبش سبز امروز ! ما نخستین حامیان جنبش و از اولین طرفداران میرحسین موسوی بودیم. اما نه این میر حسین شما ، میر حسین ما ، نخست وزیر امام (ره) بود حامی او حضرت روح اله بود نه میرحسین شما که حامیانش دشمنان حصرت امام یعنی آمریکا و اسرائیل هستند. اگر شما امروز به خاطر مخالفت میرحسین با نظام حامی و طرفدارش شدید ، این ما بودیم که قبل از انتخابات آرزوی حضور او را در میدان انتخابات در سر داشتیم و پس از اعلام حضورش با تمام تلاش در ستاد های مردمی او حضور یافته و برای رسیدن وی به ریاست جمهوری تلاش کردیم. اگر شما امروز به خاطر مخالفت وی با اوامر رهبری از او پشتیبانی می کنید ما قبل از انتخابات به دلیل سخنان وی در طرفداری از ولایت فقیه و تبعیت از آن با او همراه شدیم. اما او به ما که طرفداران و به وجود آورندگان واقعی جنبش سبز بودیم و به انقلاب و ایران خیانت کرد و جنبش را در اختیار مزدوران آمریکا و اسرائیل و انگلیس قرار داد. باورمان نبود که میرحسین ما با بی بی سی و صدای آمریکا همصدا شود و به تمام آرمانهای ما که آرمان امام بود پشت پا زده و تحت الحمایه دشمنان قسم خورده ما قرار گیرد. |
![]() |
![]() |
![]() |
شریعتمداری:قيافه هاي ديدني! -نكته
|
![]() |
شریعتمداری:قيافه هاي ديدني! -نكته
چند هفته بعد از انتخابات 22 خردادماه 88 را به خاطر آوريد. آنچه در داخل كشور جريان داشت، آشوب و بلواي فتنه گران بود كه همه جا با مقابله مثال زدني مردم روبرو مي شد و نهايتا بعد از چند هفته و هنگامي كه هويت وطن فروشانه سران فتنه برملا شد...
چند هفته بعد از انتخابات 22 خردادماه 88 را به خاطر آوريد. آنچه در داخل كشور جريان داشت، آشوب و بلواي فتنه گران بود كه همه جا با مقابله مثال زدني مردم روبرو مي شد و نهايتا بعد از چند هفته و هنگامي كه هويت وطن فروشانه سران فتنه برملا شد، كساني كه به توهم تقلب به خيابان ها آمده بودند، پا پس كشيدند و به وضوح متوجه شدند كه فريب سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس و اسرائيل را خورده اند و زبان جين شارپ و جرج سوروس و ريچارد رورتي و... در دهان خاتمي و موسوي و كروبي جاسازي شده است. |
![]() |
![]() |
![]() |
خاتمی:بايد مواظب فرصتطلبان بود
|
![]() |
نماينده مردم كرمان در مجلس خبرگان رهبري گفت: بايد مواظب فرصتطلبان بود تا گوهر انقلاب را به تاراج نبرند.
آيتالله سيداحمد خاتمي چهارشنبه شب در جمع مردم بردسير اظهار داشت: نعمت نظام مقدس جمهوري اسلامي يك فرصت گرانبها براي ملت ايران است و اين فرصت هديه خداوند محسوب ميشود و دهه فجر دهه قدرداني و سپاسگزاري از خداوند براي عطا كردن اين نعمت و فرصت ارزشمند است.
خاتمي گفت: در عصري كه اسلام غريب بود، اين انقلاب به صحنه آمد و حاكميت كفر را شكست و خيزش جهاني را به راه انداخت و امروز شاهد آغاز جنبش در مصر هستيم و خيزش مردم مصر امان استكبار را بريده است و اينها همه از بركات انقلاب اسلامي محسوب ميشود. وي تصريح كرد: مردم در اين دنيا نسبت به فرصتها سه گروه هستند، عدهاي فرصتسوزي ميكنند و حوادثي كه بعد از رحلت پيامبر اسلام (ص) به وجود آمد، مصداق فرصتسوزي است كه اگر زمام امور را به دست فرد معرفي شده توسط پيامبر، حضرت علي (ع) ميسپردند، اين بلاها بر سر مسلمانان نميآمد. خاتمي افزود: حضور 85 درصدي مردم در انتخابات سال 88 يك فرصت بسيار مغتنم الهي و سرمايه كشور بود و برخي تشنگان قدرت فرصتسوزي كردند و فتنهها را برپا كردند. امام جمعه موقت تهران بيان داشت: گروه دوم مردم فرصتطلبان هستند، اينها در واقع كساني هستند كه در عصر غربت انقلاب دور از گود نشسته بودند و چون ورود به گود براي آنها مشكلاتي را در پي داشت، آنان به فكر منافع خود بودند و هنگامي كه نشانههاي پيروزي نمايان شد به صحنه آمدند و خود را شريك دانستند كه بايد مواظب آنها بود تا گوهر انقلاب را به تاراج نبرند. وي خاطرنشان كرد: دنياي غرب در آغاز روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي ما اميد داشت كه از طريق دولت موقت بتواند آن چه را كه ميخواهد، از اين انقلاب به دست آورد، آنچنان كه هماكنون در مصر البرادعي را به صحنه آوردهاند و البرادعي در سخنان اخيرش گفته است، انقلاب ايران يك افسانه واقعي است و نبايد گذاشت اين افسانه در مصر اتفاق بيفتد. خاتمي تصريح كرد: غربيها به اميدي عليه انقلاب نوپاي ما تلاش نكردند، اما اگر آنان ميدانستند اين انقلاب روزي جهاني ميشود در همان روزهاي آغاز دخالت نظامي ميكردند، البته اميدي كه آنان به دولت موقت بسته بودند، جزو اشتباهات محاسباتي آنان بود؛ آنها امام راحل را نشناخته بودند و عظمت و قدرت نفوذ وي را درك نكرده بودند و با همراهي مردم، آمريكا در توطئه ناكام ماند. نماينده مردم كرمان در مجلس خبرگان رهبري گفت: فرصتطلبان در فتنه سال 88 خود را همسو با حركت مردم نشان دادند، اما روحشان با روح حركت مردم كه همان ولايتمداري بود، همسو نشد و بار ديگر مردم غيور ايران با رهبري عالمانه و هوشمندانه حضرت آيتالله خامنهاي رهبر فرزانه انقلاب اين توطئه را خنثي كردند. وي افزود: گروه سوم مردم فرصتسازان هستند كه انبيا و اوليا خداوند به عنوان فرصتسازان تاريخ بشريت هستند. وي اظهار داشت: پيامبر اسلام (ص) در زماني به صحنه آمدند كه سراسر جهان غرق در ظلمت و جهل بود و ايشان آمدند و فضا تغيير كرد و اين نعمت بزرگي است كه خداوند به بندگانش عطا كرد و از ويژگيهاي انبيا و امامان همين تبديل بحرانها به فرصتها است و آنان بحرانها را به عنوان سكويي براي رسيدن به رشد و كمال استفاده كردند. خاتمي تصريح كرد: صلح امام حسن مجتبي (ع) با معاويه، برخورد امام رضا (ع) با مأمون در بر عهده گرفتن خلافت و وليعهدي و هشت سال جنگ تحميلي در ايران همگي بحرانهايي بودند كه به فرصت تبديل شدند و امام حسن (ع) با پذيرش صلح با معاويه زمينه حكومت اسلام را هموار كردند، امام رضا (ع) حقانيت حضرت علي (ع) را از تريبون حكومت بنيعباس تبيين كردند و امام راحل در جنگ تحميلي با تدابير الهياش كشور را در مقابل تهاجم بيگانگان بيمه كرد. وي بيان داشت: فتنه سال 88 يك بحران بود كه با تدابير حكيمانه رهبر عزيز انقلاب باز هم به فرصت تبديل شده است، فرصتي كه اين بار كشورمان را در برابر فتنههاي داخلي و منافقان بيمه كرد. |
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
فاکسنیوز حتی نمیداند عراق کجاست!
شبکه فاکسنیوز كه از حاميان اصلي حمله به عراق بوده و وابسته به جمهوریخواهان محافظهکار امریکا است، در اشتباهی عجیب نام مصر را روی نقشه کشور عراق حک کرد! به دنبال اين گاف شبكه فاكس نيوز، پایگاه اطلاعرسانی سینسیناتی، با انتشار عکس اين اشتباه، به طرح این سؤال پرداخت که اگر فاکسنیوز نمیداند مصر کجاست، پس چگونه در مورد آن گزارش تهیه میکند. گفتني است فاكس نيوز در فتنه سال گذشته از حاميان اصلي اغتشاشگران بود. |
![]() |
تهران در انتظار 9 دی دیگر
|
![]() |
از گوشه و کنار به گوش رسیده است که پسماندهای جنبش تا به سر لجن کشیده و در انتظار خود نمایی دیگری در بهمن ماه هستند تا به افراد جدا شده از بدنه این تابوت خالی القا کنند که هنوز هم در حال نفس کشیدن هستند و دریغ از آن که این گستاخان به اصطلاح موج سبزی در نطفه خفه شده ی مزدور و جیره خوار سرویس های موساد و سیا ، سر در لجن زار آخور خود کرده اند و خبر ندارند که امت حزب الله در 9 دی و 22 بهمن سال 88 با اقتدار وصف ناشدنی این جنبش اموی را زیر خروارها خاک دفن کرده اند. از گوشه و کنار به گوش رسیده است که پسماندهای جنبش تا به سر لجن کشیده و در انتظار خود نمایی دیگری در بهمن ماه هستند تا به افراد جدا شده از بدنه این تابوت خالی القا کنند که هنوز هم در حال نفس کشیدن هستند و دریغ از آن که این گستاخان به اصطلاح موج سبزی در نطفه خفه شده ی مزدور و جیره خوار سرویس های موساد و سیا ، سر در لجن زار آخور خود کرده اند و خبر ندارند که امت حزب الله در 9 دی و 22 بهمن سال 88 با اقتدار وصف ناشدنی این جنبش اموی را زیر خروارها خاک دفن کرده اند. هامون نیوز به نقل از کلمه لازم می دانیم به مدعیان ادامه دهنده جنبش اموی این تذکر را داده که به هرگونه تحرک ، محکم ترین پاسخ دندان شکن از طرف امت حزب الله روبرو خواهند شد.
لازم می دانیم به مدعیان ادامه دهنده جنبش اموی این تذکر را داده که به هرگونه تحرک ، محکم ترین پاسخ دندان شکن از طرف امت حزب الله روبرو خواهند شد.
|
![]() |
![]() |
![]() |
منافقین هم برای کروبی برنامه دادند
|
![]() |
این روزنامه توسط فراریها و منافقین منتشر میشود و بودجه آن از سوی پارلمان هلند تامین میشود. نوشابه امیری،همسر هوشنگ اسدی سردبیر روز، در جریان تظاهرات علیه جمهوری اسلامی در برابر ساختمان سفارت در پاریس، فعالیت چشمگیری داشت / |
![]() |
![]() |
![]() |
رویارویی امت حزب ا.. با فتنه جدید جنبش سبز
|
![]() |
|
![]() |
![]() |
![]() |
مجری تلویزیون اقدامات برادرش را زیر سوال برد
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
ماجرای وعده آب و برق مجانی در اول انقلاب!
|
![]() |
برگی
در ماجرای وعده آب و برق مجانی در اول انقلاب!
|
![]() |
![]() |
![]() |
فتنه ایران جریانی غیر اسلامی و محکوم به شکست بود
|
![]() |
وآن کول استاد دانشگاه میشیگان امریکا با مقایسه به تحولات اخیر ایران ،مصر و تونس، جریان فتنه 88 را جنبشی غیر اسلامی و محکوم به شکست دانست. |
![]() |
![]() |
![]() |
مبارک:از قدرت کناره گیری می کنم
|
![]() |
به گزارش رویترز،بدنبال حضور بیشمار مردم مخالف با دولت حسنی مبارک،رییس جمهور تحت حمایت آمریکا در سخنانی که پایان تحقیر آمیزی را داشت اعلام کرد؛ پیش از انتخابات در پاییز سال جاری از قدرت کناره گیری می کند. |
![]() |
![]() |
![]() |
این بار بگذارید صهیونیست ها قاضی باشند!
|
![]() |
به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران سیاسی ، سقوط حکومت دیکتاتوری حسنی مبارک در مصر ، بیش از هر چیز دیگری موقعیت رژیم صهیونیستی را به مخاطره خواهد افکند. تحولات روزهای اخیر ، صهیونیست ها را به گونه ای نگران ساخته که به صراحت تاکید می کنند ، بین دمکراسی و دیکتاتوری مبارک ، آن ها گزینه دوم را به نفع خود می دانند. قطعا" با سقوط حکومت خودکامه و وابسته مبارک که مهمترین ستون سازش اعراب با اسرائیل بود ، معادلات سیاسی خاورمیانه با شدت هر چه تمام تر به ضرر رژیم تل آویو تغییر خواهد کرد. هر چند صفیر گلوله های شهید خالد اسلامبولی تا حدودی این ننگ را پاک کرد اما حکومت حسنی مبارک با حمایت آمریکا و صهیونیست ها بساط دیکتاتوری مخوفی را در مصر به راه انداخت که تا سالیان متمادی ، ملت بزرگ مصر نتوانست آن گونه که باید و شاید نقش خود را در جهان اسلام و یاری ملت فلسطین ایفا نماید. اکنون با آغاز نهضت عظیم کنونی ، مصر آماده ورود به عصر جدیدی برای ایفای نقش سازنده و تاریخی خود در جهان اسلام است تا همچون ایران اسلامی که با وقوع انقلاب از جرگه سرسپردگان غرب و حامیان اسرائیل خارج و به پرچمدار حمایت از ملت فلسطین تبدیل گردید ، مصر اسلامی نیز به حلقه ای از حلقات جبهه مقاومت در جهان اسلام تبدیل شود. |
![]() |
![]() |
![]() |
آدرس عوضی/حالا نوبت سوریه است!
|
![]() |
ر حالی که خیزش بزرگ ملت های مسلمان خاورمیانه ، تغییر رژیم های هم پیمان غرب و عضو جبهه سازش با رژیم صهیونیستی را هدف قرار داده است ، برخی رسانه های غربی و منطقه ای حامی صهیونیست ها درصددند ، این خیزش های مردمی را به کشورهای عضو جبهه مقاومت در برابر رژیم نامشروع تل آویو نظیر سوریه تعمیم دهند. در همین خصوص ، خبرگزاری آمریکایی یونایتد پرس همزمان با پوشش تظاهرات میلیونی امروز مردم مصر ، طی مقاله ای با عنوان «آیا سوریه هدف بعدی اصلاحات است؟» تلاش نموده تا بین رژیم وابسته حسنی مبارک و دولت سوریه ارتباط برقرار نموده و هر دو را در مسیر اعتراض مردمی یکسان جلوه دهد. رادیو فردا وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا نیز با ارائه یک نظر سنجی که خود بر غیر علمی بودن آن تاکید نموده ، برای دادن آدرس عوضی درباره ماهیت ضدغربی و ضداسرائیلی تحولات اخیر خاورمیانه ،از مخاطبان خود سئوال کرده است: «پس از تظاهرات دست کم صدها هزار معترض در مصر، اپوزیسیون سوریه نیز قصد دارد روز شنبه «علیه فقر، سرکوب و فساد دولتی» در دمشق راهپیمایی کند؟ آیا فکر میکنید سوریه پتانسیل تغییرات اساسی را دارد؟»! در همین رابطه سایت شبکه العربیه(که به دلیل مواضع اسرائیل پسند در جهان اسلام به العبریه مشهور شده است) با قرار دادن مصاحبه بشار اسد بین اخبار تحولات امروز مصر و راهپیمایی میلیوینی مردم قاهره ، تلاش کرد تا این گونه القا نماید که هدف بعدی اعتراضات مردمی ، کشور سوریه است. بشار اسد در این مصاحبه با تاکید بر این که سوریه ، مصر و تونس نیست ، خیزش جدید در خاورمیانه را برگرفته از الگوی انقلاب اسلامی ایران عنوان کرده است. گفتنی است طی هفته های اخیر به رغم تلاش فراوان آمریکا و هم پیمانان سازشکار منطقه ای آن بویژه مصر و عربستان برای شوراندن مردم لبنان علیه همسایه خود سوریه ، دولت ضدسوری سعد حریری چند ماه بیشتر توان ادامه حیات نیافت و چندی پیش در یک فرآیند دمکراتیک این دولت از صحنه سیاسی لبنان کنار رفت و معادله در مجلس لبنان به نفع جریان نزدیک به حزب الله و سوریه تغییر یافت. پس از این تغییر معدله دمکراتیک ، برخی رسانه های غربگرا نظیر العربیه تلاش کردند تا به زعم خود در لبنان یک حرکت اعتراضی مردمی راه اندازی کنند اما این جرکت اغتشاش گونه با کمترین استقبال از جانب مردم لبنان مواجه شد و حتی سعد حریری نیز مجبور شد از آن اعلام برائت کند. به نظر می رسد با توجه به احساس خطری که غرب و اسرائیل از تعمیم نهضت عظیم اسلامی از تونس و مصر به سایر همپیمانان آن ها نظیر عربستان ، یمن و بحرین ، می کنند ؛ رسانه های وابسته به آن ها قصد دارند با دادن آدرس عوضی ، ضمن تحریف ماهیت این خیزش اسلامی در منطقه خاورمیانه ، کانال های انحرافی در مسیر این سیل خروشان ضدغربی و ضدصهیونیستی ایجاد کنند. |
![]() |
![]() |
![]() |
پیشینه کمک 50 میلیون دلاری ابومازن به میرحسین
|
![]() |
خبر کمک 50 میلیون دلاری رئیس سازشکار تشکیلات خودگردان به میرحسین موسوی در حالی منتشر شد که پیشتر نیز اظهار نظرهای فراوانی از سوی مقامات مختلف در خصوص دریافت کمک مالی از سوی ستاد موسوی شده بود؛ کمکهایی که غالب آنها از سوی حکومتهای عرب منطقه به ستاد موسوی اعطا شده بود و علاوه بر این کمکها، دولتهای عرب منطقه واسطه بسیار خوبی برای رساندن این کمکها به جریان مخالف نظام بودند. |
محمد البرادعی، دست نشانده ایران!
|
ادعاهای مضحک لابی صهیونیستی؛
محمد البرادعی، دست نشانده ایران!
"هوئن لین" البرادعی را متهم کرد در زمان مدیریتش بر آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره حقیقت و ماهیت برنامه هستهای ایران لاپوشانی کرده است.
![]() به گزارش گرداب به نقل از خبرگزاری آژانس یهود، "مالکولم هوئن لین"، معاون اجرایی "کنفرانس رؤسای سازمانهای عمده یهودی" ادعا کرد: «رهبر مخالفانی که از هیجانات مصری بیرون میآید عروسک ایرانی است.» "هوئن لین" البرادعی را متهم کرد در زمان مدیریتش بر آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره حقیقت و ماهیت برنامه هستهای ایران لاپوشانی کرده است. این لابی اسرائیلی که با یک رسانه یهودی در آمریکا مصاحبه میکرد، مدعی شد: «من این واژه را به راحتی به کار نمیبرم، اما البرادعی دست نشانده ایران است.» مالکوم هوئن لین از دوستان نزدیک رؤسای جمهوری آمریکا و نخست وزیران اسرائیل به ویژه شخص آریل شارون نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی است که ۵۲ سازمان یهودی را در آمریکا نمایندگی میکند. کار عمده سازمان مذکور لابیگری در کاخ سفید به نفع اسرائیل است و در واقع بازوی لابی کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل یا "ایپک" در سطح دولت است. |
![]() |
![]() |
![]() |
بازگشت امام گونه رهبر اسلام گرای تونس به کشور
|
![]() |
|
![]() |
![]() |
![]() |
هافینگتن پست : سرنوشت شاه ایران در انتظار حسنی مبارک
|
![]() |
هافینگتن پست : سرنوشت شاه ایران در انتظار حسنی مبارکهافینگتن پست طی گزارشی به مقایسه قیام مردم مصر و انقلاب اسلامی ایران پرداخت و پیشبینی کرد که سرنوشت شاه ایران در انتظار حسنی مبارک است.
پایگاه اینترنتی "هافینگتن پست " در مقالهای با مقایسه قیام مردم مصر با انقلاب اسلامی ایران نوشت: تنها چند هفته قبل از آنکه شاه ایران در میان یک تظاهرات عظیم ملی علیه وی، کشور را برای همیشه ترک کند، از طریق تلویزیون آخرین سخنرانی خود را برای مردم انجام داد و از آنها به خاطر اشتباهاتش عذرخواهی کرد. شاه ایران روز پنجم نوامبر 1978 با خواهش از مردم گفت: من صدای انقلاب شما را شنیدم. انقلاب ملت ایران نمیتواند مورد تأیید من بهعنوان پادشاه ایران و به عنوان یک فرد ایرانی نباشد. بیائید با یکدیگر بکوشیم تا دموکراسی واقعی را در ایران بنا کنیم. من متعهد میشوم که با شما و انقلاب شما علیه فساد و بیعدالتی در ایران باشم. *وضعیت مشابه حسنی مبارک با شاه سابق ایران هماکنون حسنی مبارک رئیسجمهور مصر نیز وضعی مشابه شاه سابق ایران دارد. اما او در سخنرانی خود برای مردم عصبانی مصر از هیچ چیزی عذرخواهی نکرد. و نه تنها از چیزی کوتاه نیامد بلکه بر قدرت و صلاحیت خود تاکید کرد: دستورات من به دولت تاکید دارد که آنها به تودهها فرصتی برای ابراز دیدگاههایشان بدهند. "دولت متعهد شده است تا دستورات مرا اجرا کند و این مشخص بود که در این راه پلیس تظاهرکنندگان را کنترل کند. " "من به عنوان رئیسجمهور و با تمام قدرتی که بر اساس قانون اساسی به من واگذار شده است... " "من امروز نه فقط به عنوان رئیسجمهور کشور شما بلکه به عنوان یک شهروند مصری با شما سخن میگویم. " * قول مبارک به مردم مصر برای انجام تغییرات این گزارش میافزاید: مبارک در ادامه از عبارتی استفاده کرد که حتی برای آمریکاییها هم وحشتناک بود: من در حال اجرای اولین مسئولیتم یعنی حفظ امنیت ملی هستم. البته مبارک نیز مثل شاه ایران قول انجام تغییرات را به مردم داد. او قول داد تا به فکر مردم باشد. "من همیشه طرفدار مردم فقیر مصر خواهم بود. " "من همیشه سیاستهای دولت را به سمت انجام اصلاحات اقتصادی به منظور رفع سختیهای مردم هدایت میکنم. " *فاصلهگیری مبارک از توده مردم بهخاطر سیاستهای دولت وی گزارش هافینگتنپست ادامه میدهد: مبارک در طول سخنرانی خود پشت سر هم کلماتی را به کار میبرد که تا پیش از نیز به ندرت از او شنیده میشد. کلماتی مثل "تهیدست "، "فقیر "، " افراد کم درآمد "، "بیکاری "، "ارتقای استانداردهای زندگی "، "آزادی بیان "، "بیمه درمانی "، "مسکن " و ... نویسنده گزارش ادامه میدهد: مبارک نیز مثل شاه ایران که قبرش به خاطر خودداری از به خاکسپاری در وطن، در قلب قاهره قرار دارد، در سخنرانی مهم خود نشان داد که تا چه حد به دور از مردم بوده است و از حقایق زندگی مردم و سختیهایی که بواسطه سیاستهای او بوجود آمده را حس نمیکند. * تهدیدهای مبارک علیه مردم مصر مبارک در بخشی از سخنرانیاش گفت: ما به اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود ادامه میدهیم تا یک جامعه آزاد و دموکراتیک در مصر داشته باشیم که اصول مدرن را رعایت میکند. من همیشه سیاستهای دولت را به سمت انجام اصلاحات اقتصادی به منظور رفع سختیهای مردم هدایت میکنم. مشکلاتی که با آنها روبرو هستیم و اهدافی که به دنبالشان هستیم نمیتوانند از طریق خشونت و یا آشوب بدست آیند. بلکه این اهداف را تنها با گفتوگو و هوشیاری ملی و تلاشهای منسجم و خالصانه میتوان بدست آورد. گزارش هافینگتنپست با تاکید بر آنکه هیچگاه امکان نداشت که مبارک ساعت 1 بامداد برای مردم سخنرانی کند میافزاید: در نهایت تهدیدات مبارک علیه مردم اگرچه با دقت و در لفافه بیان شد اما به قدر کافی شفاف بود: بین آزادی و هرج و مرج خط واضحی وجود دارد. بنابراین همانطور که من طرفدار آزادی ابراز عقاید شهروندان هستم، به دفاع از ثبات و امنیت مصر نیز پایدار خواهم ماند. ما باید نسبت به نمونههای زیادی که اطراف ما وجود دارد و طی آنها مردم غرق در هرج و مرج شدند هوشیار و آگاه باشیم. زیرا آن افراد در نهایت هم به دموکراسی و ثبات دست نیافتند. *دخالت کشورهای خارجی در اوضاع مصر در همین حال، خیابانهای مصر همچنان مملو از جمعیت است. در حقیقت سخنرانی مبارک برای مردم مصر بیمفهوم بود و آنها همچنان دولت را به مبارزه میخوانند و حتی شب را هم در تظاهرات به سر میبرند. این گزارش حاکی است: آخرین سخنرانی شاه ایران نادیده گرفته شد. او هم تلاش میکرد تا خشمش را از نافرمانی مردم پنهان کند. مردمی که شاه فکر میکرد مالک آنهاست. هافینگتنپست در انتها با هشدار نسبت به امکان دخالت برخی کشورها در اوضاع مصر نوشت : اگر دولتهای خارجی در روند خواستههای مردم برای تغییر مسیر آیندهشان دخالت نکنند ، قطعا مبارک هم به سرنوشتی مشابه شاه ایران دچار میشود. |
![]() |
![]() |
![]() |
اعزام نیرو توسط حامی فتنه گران ایران به مصر
|
![]() |
اعزام دو بالگرد اسرائیلی برای هدف قرار دادن سران تظاهرات |
![]() |
![]() |
![]() |
جمهوری اسلامی میتواند الگوی سیاسی حکومت مصر و تونس باشد
|
![]() |
نوشته شده توسط | لینک ثابت |دوشنبه یازدهم بهمن 1389| در ساعت 15:17 | نظر بدهید |
![]() |
![]() |
![]() |
حکم اعدام دو نفر از مدیران سایتهای مستهجن صادر شد
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
تاریخ مصرف میرحسین برای سبزها به پایان رسید؛
|
![]() |
نوشته شده توسط | لینک ثابت |دوشنبه یازدهم بهمن 1389| در ساعت 15:9 | نظر بدهید |
![]() |
![]() |
![]() |
طلیعه فجر انقلاب اسلامی در خاورمیانه
|
![]() |
طلیعه فجر انقلاب اسلامی در خاورمیانه
این روزها وقتی اتفاقات کشورهای منطقه از صفحه تلویزیون پخش می شود بیشتر شبیه رؤیا و خیال می نماید. تظاهراتهای میلیونی مردمی که جان خود را کف دست گرفته تا دودمان جباران را از ریشه برکنند، آنهم در کشورهایی که سالیان سال مردم به ظلم و ستم حاکمان خودکامه خو گرفته و کمتر از خود ابراز مخالفت نشان میدادند. البته در این بین نباید توجیهات مذهبی علمای درباری که آیه «أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُول وأُولی الأَمْرِ مِنْکُمْ» را به تبعیت ازهر حاکم فاسق و جائری تفسیر میکردند و با این ابزار زبان اعتراض مردم را بر تباهی حاکمیت میبریدند، نادیده گرفت. جرقه این انقلاب عظیم از خودسازی یک جوان تونسی در مقابل پارلمان این کشور وعدم توجه دولت این کشور آغاز شد. این رویداد آغازی بود تا به یکباره رودهای خروشان مردم خشمگین از گوشه و کنار شهرها به راه افتاده و جمعیتی
«نه غزه؛ نه لبنان؛ جانم فدای ایران» این شعاری بود که سال گذشته در روز جهانی قدس، توسط جماعت حامی میرحسین موسوی در خیابان کریمخان سر داده شد؛ افرادی که به دلیل حضور پرشور و گسترده مردم در مسیر همیشگی راهپیمایی یعنی خیابان انقلاب، به میدان هفت تیر رفته بودند تا بلکه آنجا بتوانند فارغ از اعتراض مردم، دست به ساختارشکنی بزنند. اگرچه مردم در روز قدس ۸۸ هم مانند هز سال، شعارهای خود را متوجه رژیم صهیونیستی و بزرگترین پشتیبان و حامی آن کرده بودند اما رسانههای غربی و مخالف جمهوری اسلامی ایران ترجیح دادند تا به جای پوشش شعارهای مردم، به تبلیغ شعارهای همین جماعت بدهند و آنان را نماینده مردم ایران معرفی کنند. اصلیترین شعاری که توسط این افراد سر داده شد، چیزی بود که صراحتا برخلاف آرمانهای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و فلسفه روز جهانی قدس بود؛ شعاری که چند روز پیش از روز جهانی قدس توسط سایت رسمی وزارت امور خارجه اسرائیل توصیه شد و تلویزیون دولتی آمریکا هم از تحقق آن در روز موعود خبر داد. اگرچه اندک بودن افرادی که این شعار را سر دادند و واکنش مردم نسبت به این اقدام ساختارشکنانه سبب شد تا سران این جریان هم متوجه اشتباه تاکتیکی خود در عریان کردن مواضع پنهان و ضدانقلابی خود شوند اما در روزهای اخیر مسالهای از سوی رسانههای معتبر بینالمللی مطرح شده که میتواند زمینه را برای فرو افتادن پرده از پشت صحنه هدایت و تحریک آشوبگران به سر دادن این شعار فراهم کند. روز گذشته شبکه تلویزیونی «الجزیره» اسناد همکاری تشکیلات خودگردان فلسطین با رژیم صهیونیستی برای تضعیف جنبش حماس را به وسیله حمایت و هدایت آشوبگران ایرانی افشا کرد. این اسناد نشان میدهند که «صائب عریقات» مذاکره کننده ارشد تشکیلات خودگردان فلسطین در گفتوگو با «جمیز جونز» مشاور امنیت ملی آمریکا در دوازدهم اکتبر سال ۲۰۰۹ تصریح کرده است: «محمود عباس برای همراه کردن جریانی در ایران که حامی سازش با اسرائیل بودند، یک تاجر فلسطینی را راضی کرد تا پنجاه میلیون دلار برای راه اندازی یک شبکه رادیویی یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران یعنی میرحسین موسوی پرداخت کند.» افشای این سند در حالی صورت گرفته است که «آیتالله جنتی» دبیر شورای نگهبان قانون اساسی مرداد ماه سال جاری در خطبههای نمازجمعه تهران خبر داد سران فتنه یک میلیارد دلار با واسطه برخی کشورهای عربی بهویژه عربستان سعودی برای براندازی نظام دریافت کردهاند. این اظهارات اگرچه در آن زمان با واکنش جریان رسانهای فتنه مواجه شد و آنها تلاش کردند افشاگری دبیر شورای نگهبان را مخدوش کنند اما افشاگری اخیر الجزیره حکایت از صحت این مدعا دارد. از سوی دیگر، مواضع میرحسین موسوی در دوران تبلیغات انتخاباتی میتواند یکی از دلایل اثبات حمایت رسمی و صریح جریانات ضد جنبش مقاومت فلسطین از وی باشد. آقای موسوی در مناظره تلویزیونی با دکتر احمدینژاد در روزهای قبل از انتخابات دهم از اینکه رئیسجمهور موضوع هولوکاست را مطرح کرده بود، انتقاد کرد. این در حالی بود که موضوع هولوکاست یکی از نقاط اصلی آسیبپذیری رژیم صهیونیستی بود و در اثر طرح سؤالاتی منطق در این زمینه و فلسفه تشکیل رژیم جعلی اسرائیل از سوی احمدینژاد، مشروعیت این رژیم در افکار عمومی و نخبگان جهان با تردیدهای جدیتری مواجه شد. در همین راستا است که فعالان سیاسی معتقدند با گذشت زمان، پست پرده بسیاری از وقایع سال گذشته مشخص خواهد شد؛ وقایعی که ابتدا با نام حمایت از انتخابات آزاد و احترام به رای مردم آغاز شد ولی در نهایت به هتک حرمت مقدسات دینی و ملی مردم ایران رسید. داریوش همایون در 15 سالگی، در 21 بهمن 1322 به انجمن نیمهمخفی و زیرزمینی «انتقام» پیوست. داریوش در سال 1326، هنگام تشکیل حزب اسلامستیز و باستانگرای «پانایرانیست»، که با رکن 2 ستاد ارتش شاهنشاهی ارتباط داشت، جزو موسسان آن بود. وی در سال 1327 میانهاش با پانایرانیستها، به هم خورد و به «انجمن هنری جامجم» پیوست ولی پس از آنکه نتوانست با رهبران این انجمن، «ضیاء مدرس» و «شاپور زندنیا» سازگاری نشان دهد، با بهبود روابط با اعضای مکتب پانایرانیست، مجددا با یک چرخش سریع، به این مکتب پیوست. سال 1329، شاهد تاسیس تشکل کوچکی با نام «گروه نجات ملی» بود که داریوش همایون، در آن هم عضویت یافت! وی در دوره دانشجویی که مقارن با نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران بود، در ابتدای سال 1330 عضو حزب تازهتاسیس سوسیالیست ملی کارگران ایران (سومکا) شد که دارای عقاید افراطی «ناسیونالیستی – فاشیستی» بود . این حزب وابسته به حزب توده مانند حزب فاشیست نازی آلمان عقایدی افراطی منحای عقاید ضد یهود، داشت. همین داریوش همایون که بعد از انقلاب داعیهدار آزادی بوده است، هنگام عضویت در حزب تندرو «سومکا»، در برخورد با مردم عادیای که با این حزب مخالف بودند و اعضای سایر احزابی که مشی سیاسی این حزب فاشیستی را برنمیتابیدند، با چوب و چماق و زنجیر و دشنه و قمه مانند اراذل و اوباش به جان آنها میافتاد. همایون که یکی از اعضای سومکا بود، به عنوان فردی «لمپن» و «شرور» با شعار «خدا، شاه، میهن» بهروي مردم چاقو میکشید! تمام انجمنها و احزابی که نام بردیم، با الگوبرداری از احزاب نازیستی و فاشیستی اروپا و تحت پوشش ملیگرایی و وطنپرستی افراطی به عرصه ظهور آمدند و جالب آنکه ملغمهای از ناسیونالیسم افراطی و ناسنجیده، ناپختگی سیاسی و مشی انتقادی شدید نسبت به اسلام و علما و مروجان دینی، موجب گردهم آمدن اعضای آنها میشد که البته داریوش همایون، عضویت در تمام این تشکلها را آزمود. از این جهت که داریوش همایون با عضویت در تمام این احزاب و انجمن های افراطی و چاقو کش بوده و هیچ کدام نتوانستند نظر مردم را جلب کنند و برای میهن کمکی باشند، و داریوش همایون مدتی پس از عضویت از آنها کناره می گرفت، باید زندگی پر تجربه و فعالیت های سیاسی او را مرور کرد تا به این پرسش پاسخ دهیم که همایون چگونه پس از عضویت در این همه حزب و دسته ، سرانجام از دربار شاه و وزارت فرهنگ شاه سر در آورد. همایون در دوره ای که در دانشگاه هاروارد دانشجوی دوره دکترای تخصصی بوده، و به قول خودش در کلاس درس بزرگانی مانند هانتینگتون حضور داشته، مورد توجه آمریکایی ها بوده است و بعد از بازگشت به ایران، از سوی بسیاری از وزارت خانه ها و ادارات و شرکت ها دعوت به کار می شود و این روند نشان می دهد کسی که روزگاری نمونه خوان روزنامه اطلاعات و کیهان بوده، چگونه پس از عضویت در احزاب و سفر به آمریکا، به عضویت احزاب دولتی و شاهنشاهی و وزارت فرهنگ در می آید. وی، از همان دوران جوانی با بیگانگان و اجانب از سویی و با ارکان قدرت و حکومت پهلوی از سوی دیگر مرتبط بود. جاهطلبی داریوش همایون، فرصت مغتنمی را براي دستگاههای جاسوسی، اطلاعاتی و سیاسی آمریکا و انگلستان به وجود آورد که از همان دوران شباب، وی را در راستای مقاصد خود، مورد بهرهبرداری قرار دهند. وی در سال 1328، با انتشار مجله هنری «جام جم» فعالیت مطبوعاتی خویش را در کنار فعالیتهای سیاسی و حزبی آغاز کرد. همایون در اوایل دهه 30 به عنوان نمونهخوان به روزنامه اطلاعات پیوست و پس از مدتی در سال 34، خبرنگار سیاسی این روزنامه شد و مدتی بعد به سرویس خارجی و بین الملل روزنامه انتقال یافت. وی به عنوان یک «روزنامهنگار قلم به مزد»، از طریق کسی که وی را وارد حرفه مطبوعاتی کرده بود ـ علی جواهرکلام ـ با شبکه عنکبوتی «بدامن» آشنا شد و به سرعت تبدیل به یکی از فعالترین عناصر این شبکه جاسوسیـ مطبوعاتی شد. 3 وظیفه اصلی این شبکه که همه فعالیتهای مطبوعاتی دوران پس از کودتای 28 مرداد 1332 ـ که به دست سرلشکر زاهدی، پدرزن آتی همایون، انجام شد ـ را کنترل میکرد: 1- تثبیت رسانهای حکومت کودتایی محمدرضا، 2- ایجاد هراس از سلطه کمونیستها بر ایران و 3- ایجاد محبوبیت برای آمریکا و کشاندن نشریات به مسیر مورد نظر ایالات متحده بود. خوشخدمتیهای داریوش همایون در شبکه عنکبوتی بدامن موجب شد، آمریکا روی وی به عنوان مهرهای قابل اعتماد حساب باز کند. داریوش به توصیه مستقیم واشنگتن، در سال 39 به عنوان رئیس سازمان کتابهای جیبی منصوب شد تا در 32 سالگی بالاخره به آرزوی دیرینش، «ریاست» برسد. وی سپس در سال 41 با گسترش دامنه فعالیت انتشاراتی این سازمان با ادغام آن با چند ناشر، سرپرست انتشارات «فرانکلین» شد. او که دیگر راههای صعود به مناصب بالا را فراگرفته و فهمیده بود بایستی برای پیشرفت به انجمنهای فراماسونری بپیوندد، این راه را برگزید. داریوش همایون به عنوان یکی از مهرههای مطبوعاتی رژیم، جزو ماموران تاسیس سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات بود که در همه دورههای آن عضو هیات مدیره این سندیکا بود و حتی یک بار بهعنوان دبیر این سندیکا، فعالیت کرد. روابط صمیمانهای که وی با فراماسونها، انجمن بازرگانان کلیمی و آژانس یهود ایران برقرار کرده بود و خدماتی که به آنها ارائه کرد، موجب شد در اواسط دهه 40 زمانی که یهودیان صهیونیست ایران قصد داشتند امتیاز روزنامه خود، «آیندگان» را از دکتر حسین اهری، عضو موسس کلوب روتاری، از فراماسونهای برجسته ایران و دارای رتبه «استاد ارجمند» فراماسونری، منتقل کنند، آن را به داریوش همایون انتقال دادند. جالب آنکه سردبیر روزنامه آیندگان نیز با انتصاب همایون، مسعود بهنود – ضد انقلاب مقیم لندن – بود. گفته می شود که در سال های 44 تا 46 همایون روی روزنامه آیندگان متمرکز می شود و موفق می شود که امتیاز روزنامه را صاحب شود. یکی از این مطالب که توسط تیم هویدا تهیه و تنظیم شد و خود به عنوان یکی از عوامل مهم در شعله ور شدن مبارزات انقلاب اسلامی مطرح بوده است و نیز نقطه عطفی در اعتراض های مردمی و شهرهای مذهبی کشور به شمار می رفت، نامه معروفی است که در روزنامه اطلاعات در سال 56 توسط این شخص و با نام مستعار احمد رشیدی مطلق منتشر شد. همان موقع آیت الله دستغیب که از این موضوع به خشم آمده بود در یکی از منبرهای خود او را «احمق نارشید مطلق» لقب می دهد. در این نوشته که اعتراضات وسیعی را در شهر قم، تبریز، مشهد و به تدریج شهرهای دیگر به همراه داشت، به مرجع تقلید زمان و رهبر نهضت انقلاب اسلامی، امام خمینی اهانت شده بود. گفته می شود این نامه از سوی دربار و از سوی هویدا در چهار پاکت دربسته و مهر و موم شده، به دست داریوش همایون وزیر فرهنگ وقت می رسد. داریوش همایون نیز خبرنگاران چهار روزنامه آن زمان یعنی کیهان، اطلاعات، رستاخیر و آیندگان را که در محل حاضر بودند، فرا خوانده و نامه را به سردبیران روزنامه ها می دهد. مدتی بعد در پی اعتراضات مردمی و شکل گیری موج انقلاب، شاه دستور می دهد تا برخی چهره های شاخص رژیم پهلوی از جمله هویدا و داریوش همایون دستگیر و روانه زندان شوند. اما داریوش همایون در زندان آشکار می کند که خیانت و چاپ نامه توهین آمیز به امام از طریق هویدا مدیریت شده و او تنها نامه ها رابه روزنامه ها انتقال داده است و از آن جا که مخالف سانسور مطبوعات بوده، متن نامه را مشاهده نکرده و اختیار را به سردبیران روزنامه ها داده است! داریوش همایون و یکی از خبرنگاران روزنامه ها از جمله شهرام همایون خبرنگار وقت روزنامه آیندگان و مدیر فعلی شبکه ماهواره ای و ضد انقلاب کانال یک، بعدها در اظهارات خود اعلام کردند که داریوش همایون نامه ها را باز نکرده و تنها کار انتقال نامه به روزنامه ها را انجام داده و از مفاد و متن نامه آگاه نبوده است. ادعایی که بیشتر به یک طنز شبیه است. به این ترتیب، نامه توهین آمیز با امضای رشیدی مطلق به روزنامه ها می رسد. مدیر روزنامه کیهان، زیر بار چاپ نامه نمی رود و با این عنوان که این نامه مشکل ساز خواهد شد و مملکت را به هم می ریزد از چاپ نامه خودداری می کند. روزنامه آیندگان نیز که در سال 1346 توسط داریوش همایون تاسیس شده بود، به همین شکل عمل کرده و معاون سردبیر روزنامه آیندگان با این لحن که ما نارنجک زیر مملکت نمی گذاریم، نامه را به سطل آشغال می اندازد. روزنامه رستاخیز نیز با این که به دربار وابسته بود از ترس خروش مردم، نامه را چاپ نمی کند. اما سردبیر وقت روزنامه اطلاعات برای خود شیرینی، نامه را چاپ کرد. انتشار نامه همان و اعتراضات گسترده مردم غیور ایران هم همان. انتشار این نامه باعث شد که مردم ایران در تظاهراتی به مانند سیل خروشان دستگاه شاهنشاهی را در هم بکوبند. بنابراین گزارش روزنامه صهيونيستي هاآرتص در مقالهاي به قلم آنوري، نويسنده شاخص اين روزنامه و رسانههاي مختلف در جهان، رژيم صهيونيستي را به تمسخر گرفت و با محور قرار دادن «مسيح» (منجي مورد نظر يهوديان جهان) نوشت: اگر مسيح هم پاي به اسرائيل (فلسطين اشغالي) بگذارد، ديپورت خواهد شد و برايش برگه هويت صادر نخواهد شد؛ بلکه او را بازداشت و به اتاق بازجويي خواهند برد. وی ادامه داد: تنها با بصیرتافزایی است که مسلمانان و جهان اسلام میتوانند جلوی استکبار و به ویژه آمریکا را بگیرند. این استاد حوزه و دانشگاه اضافه کرد: فتنه سال 88 در مبحث عملیات بصیرتی برای نظام ثمرات زیادی داشت. طائب بیان داشت: همان دفاعی که مردم طی هشت سال در جنگ تحمیلی در برابر تمام دنیا انجام دادند این بار در میدان جنگ نرم طی هشت ماه در مقابل همان هجمه از دشمنان انجام دادند. وی با اشاره به سخنان رهبری مبنی بر "واکسینه شدن نظام " پس از حوادث پس از انتخابات اظهار داشت: دیگر هیچ فردی نمیتواند ملت را به بازی بگیرد چرا که ملت به بصیرت رسیده است. به گفته طائب، بیداری ملتهایی همانند فلسطین و لبنان در قالب حماس و حزبالله از ثمرات پیروزی انقلاب اسلامی در جنگ هشت ساله دانست و افزود: انقلاب مردم تونس و سقوط کابینه "سعد حریری " نیز نتیجه بیداری مردم منطقه است. این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود گفت: باید در داخل کشور نیز دو کار اساسی انجام داد که یکی از آنها تبیین تفکر فتنه و اهداف سران آن برای مردم است. طائب با اشاره به اظهارات هاشمی در دیدار با یکی از آشنایان خود عنوان داشت: به قول هاشمی رفسنجانی اگر نهضت سبز موفق میشد دیکتاتوری بیسابقهتری از استبداد 50 ساله در ایران حاکم میشد. این استاد دانشگاه با بیان اینکه در طراحی جنگ نرم علیه نظام توانایی بسیار بالایی هزینه شده است، اضافه کرد: طراحی این جنگ از عهده کسانی همانند میرحسین موسوی، خاتمی و کروبی که در فتنه 88 به عنوان عروسکهای خیمه شببازی ایفای نقش میکردند، بر نمیآید. وی افزود: غرب همانند جنگ هشت ساله در جنگ نرم نیز تمام دار و ندار خود را به کار گرفت فارغ از اینکه رهبری در مدت زمان کوتاهی ناتوی فرهنگی آنها را مچاله کرد. طائب ادامه داد: کسانی مثل هاشمی رفسنجانی در جنگ نرم نه عامل بودند و نه طراح بلکه مشکل آنها تنها این بود که "نمیفهمیدند ". آقای هاشمی باید بداند که مردم روحانیت را تنها به دلیل حمایت از دین و پیامبر اکرم (ص) قبول دارند. این استاد حوزه و دانشگاه افزود: آقای هاشمی باید به فرزندان خود نگاه کند که به چه کسانی پناه آوردهاند، مگر نیست که در اسلام هجرت به بلاد کفر مسئله دارد. وی تصریح کرد که اگر پیرامون هاشمی تغییر یابد وی به خط برمیگردد. طائب ادامه داد: مشائی در کنار احمدینژاد در حکم بهزاد نبوی در کنار رجائی است اما مشائی فرقهایی با بهزاد نبوی دارد چراکه وی نه زیرکی نبوی را دارد و نه امکانات و تیم او را. طائب با بیان اینکه احمدینژاد فردی هوشیار است، ابراز داشت: مشائی در کابینه مانده که به آقای احمدینژاد خط بدهد اما احمدینژاد زیرکتر از آن است و هر چه را که به مصالح نظام باشد، انجام میدهد. وی با بیان اینکه هدف مشایی نیز خدمتگزاری به نظام است، تصریح کرد: مشائی نمیتواند تهدیدی به حساب آید، تنها دخالتهای وی در عزل و نصبها کمی نگرانکننده است. این استاد حوزه و دانشگاه در بخش پایانی سخنان خود با بیان اینکه نوع برخورد کنونی با سران فتنه بهترین نوع برخورد است، ابراز داشت: کسانی همانند کروبی که در حال حاضر «رمی جمرات» مردم شدهاند و هیچ تهدیدی برای نظام به شمار نمیروند. طائب گفت: مردم در انتخابات بعدی دنبال کسی میگردند که راه احمدینژاد را بهتر از خود وی ادامه دهد و از همین روست که پیشبینی میشود انتخابات آینده رقابت تمام و کمال و پرشور صرفا اصولگرایی باشد چرا که طیف مخالف کاملا به پایان عمر سیاسی خود رسید.
کلمه: انسانها همواره در معرض خطای در قضاوت هستند. گاهی این خطاها از ضعفهای تحقیقی و تدقیقی شخص قضاوت کننده یا حب و بغضهای او ناشی میشود، گاهی از فریب کاری و دغل بازی و نفاق کسی که دربارهٔ او قضاوت میکنند و گاهی هم از کمبود اسناد و مدارک. برخوردهای رژیم و حوزه از سال ۴۰ به بعدبرای روشن شدن فضای زمانی تهیه آن اسناد باید گفت وقتی در سال ۴۰ آیت الله العظمی بروجردی رحلت فرمودند، رژیم گمان کرد حوزه دیگر قدرت چندانی برای مقابله با اقدامات او نخواهد داشت و لذا شروع به اقدامات مختلف در حوزههای متعدد طبق میل و ملاکهای خود کرد که اولین تقابلش با روحانیت بیدار (و در رأس آنها امام خمینی) در جریان تصویبنامهٔ انجمنهای ایالتی و ولایتی به وجودآمد که در آن ماجرا به دلیل بصیرت و ایستادگی محکم امام، رژیم مجبور به عقب نشینی شد. شبکه ایران: اصرار نمایندگان مجلس بر نظر خود در مقابل ایرادات شورای نگهبان و ارجاع موادی از برنامه پنجم توسعه به مجمع تشخیص مصلحت نظام گرچه به خودی خود انتقادات بسیاری را به دنبال داشت؛ چرا که مواردی از جمله مصوبه جنجالی مجلس درباره بانک مرکزی علیرغم مخالفت صریح با قانون اساسی با اصرار نمایندگان مواجه شد اما در مقابل بسیاری از نمایندگان با ابراز نگرانی از این رویه اظهار امیدواری میکردند که مجمع تشخیص مصلحت نظام درخصوص ترکیب مجمع عمومی بانک مرکزی با جهتگیری غیرکارشناسی و خلاف اصول قانون اساسی تصمیم نگیرد. اما خلاف انتظار حقوقدانان، بخشی از نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی، مجمع تشخیص در جریان بررسی این لایحه، ابتدا به سمت تغییر اصول قانون اساسی و کاهش اختیارات رئیس جمهور گام برداشت و حتی "برخی اعضای ذی نفوذ" آن به تذکری که گفته شد از سوی رهبر معظم انقلاب داده شده، به بهانه هایی توجه نکردند. البته نامه رسمی رهبر معظم انقلاب به مجمع تشخیص از ادامه این روند مخاطره آمیز جلوگیری کرد. در همین راستا، نشریه "9 دی" در شماره امروز خود در گزارشی به نقل از علیاصغر زارعی نماینده مردم تهران در مجلس به بیان ناگفته هایی درباره جلسه اخیر مجمع تشخیص پرداخته است. آقای زارعی سخنان خود را براساس گفتوگویی که با برخی از اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام داشته، بیان کرده است. وی در این باره می گوید: بهانهجویی در مجمع تشخیص مصلحت در نشست روز سه شنبه موضوع اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان در دستور کار قرار گرفت. مجلس شورای اسلامی بر معرفی رئیس بانک مرکزی توسط رئیسجمهور و رأی اعتماد نمایندگان تأکید داشت و شورای نگهبان این کار را برخلاف قانون اساسی میدانست. قبل از طرح موضوع، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام قصد داشت نظری که از سوی دفتر رهبر انقلاب به ایشان ابلاغ شده بود را اعلام نماید که متأسفانه با بهانهجویی برخی از اعضای ذینفوذ مجمع تشخیص و از جمله رئیس مجمع و رئیس مجلس مواجه میشود تا جایی که اعلام میکنند در این خصوص اطلاعات کافی دارند و نیازی به طرح آن نیست! نقض آئیننامه داخلی مجلس توسط رئیس مجلس از آنجا که مشروح این مذاکرات به صورت عمومی منتشر نشده، به نظر میرسد که لازم است مشروح مذاکرات این دو جلسه در اختیار عموم قرار گیرد. در عین حال اکنون چند ابهام در افکار عمومی مطرح است که شاید پاسخگویی به آنها برخی از نکات را برطرف سازد: انتظار از رئیس مجلس 5- رئیس محترم مجلس در جلسه غیررسمی و غیرعلنی سه شنبه هفته گذشته، گزارشی از مذاکرات مجمع ت شخیص ارائه داد، هر چند این گزارش جامع و کامل نبود اما انتظار میرفت که مطالب گفته شده دقیق باشدکه متأسفانه چنین عنوان شد که رهبری انقلاب موضوع تعیین رئیس بانک مرکزی را به عنوان یک معضل به مجمع ارائه دادهاند در حالی که در مصاحبه دبیر مجمع تشخیص نظام به صراحت عنوان شده که رهبری انقلاب در خصوص نحوه تعیین رئیس بانک مرکزی، تعیین تکلیف کردند و بخشهای دیگر برای ارائه نظر کارشناسی و مشورتی به مجمع ارجاع شده. انتظار این است که مجموع اطلاعاتی که به نمایندگان ارائه میشود، کامل، دقیق و صحیح باشد تا... یک سوال از برخی افراد متنفذ مجمع 6- اگر این اخبار درست باشد- که ظاهراً هست- این نکته مطرح میشود که مجمع تشخیص مصلحت نظام، شأنیت و جایگاهی غیر از قرار گرفتن در ذیل سایه ولایت فقیه ندارد. با این حساب به چه دلیل برخی از افراد متنفذ در مجمع تشخیص علیرغم علم واطلاع از نظر رهبری، بر طراحی برای به کرسی نشاندن نظر خود و خبری کردن آن اصرار داشتهاند؟ آیا این رفتار با شعار قانونگرایی و تبعیت از ولایت فقیه که دائماً از سوی آنها سر داده میشود، سازگار است؟ آیا این اقدام با تأخیر چندروزه احمدینژاد درخصوص عمل به مرقومه رهبری در خصوص تغییر معاون اول- که ما نیز در آن ایام انتقاد جدی به آن داشتیم- قابل مقایسه است! معصومه قمی (مسیح علینژاد) در مطلبی که در وبلاگ شخصی خود نوشته، با اشاره به فروش کم کتاب خود و واکنش رسانههای ایرانی، تمامی دوستان سابق خود که به عنوان اپوزیسیون در خارج از کشور مشغول به فعالیت هستند را به دشمنی با خود متهم کرده و علت عدم استقبال از کتابش را کارشکنی آنان عنوان کرده است. هامون نیوز به نقل از ایران عدم استقبال از کتاب یک روزنامهنگار سابق نشریات اصلاحطلب که درباره حوادث سال گذشته نوشته شده و سبب شده بود تا رسانههای وابسته به جریان مخالف نظام ایران دست به تبلیغات گسترده درباره آن بزنند تا فروش آن را بالا ببرند، صدای خود نویسنده را هم درآورد. معصومه قمی (مسیح علینژاد) در مطلبی که در وبلاگ شخصی خود نوشته، با اشاره به فروش کم کتاب خود و واکنش رسانههای ایرانی، تمامی دوستان سابق خود که به عنوان اپوزیسیون در خارج از کشور مشغول به فعالیت هستند را به دشمنی با خود متهم کرده و علت عدم استقبال از کتابش را کارشکنی آنان عنوان کرده است. خانم قمی با اشاره به خبر شبکه ایران درباره عدم استقبال از رمانش، نوشته است: تعارف که نداریم، من نویسندهام و زندگیام از راه فروش کتابهایم میگذرد. واقعیت دیگر هم همین است که اتفاقا همان بخشی از همکارانم که شما با استناد به سخنان آنها سبک نوشتههای مرا دخترانه و سانتیمانتال و چه و چه معرفی کردهاید، کمکِ چندانی برای تبلیغ کتابم نکردهاند. وی همچنین استفاده سایتهای خبری از نام اصلی وی به جای نام مستعاری که برای خود انتخاب کرده، آن را نشانه توهین به خود! دانسته و نوشته است: مهمتر از همه آنکه در میان ایرانیان خارج از کشور اتفاقا هستند افرادی که دقیقا به همین سبک و سیاق شما مرا مورد نکوهش قرار میدهند و خیلی هم از یک نویسنده با کلاه عجیب و غریب خوششان نمیآید و اتفاقا آنها هم مرا به نام «معصومه قمی» مورد خطاب قرار میدهند. معصومه قمی در پایان هم ضمن اذعان به فروش بسیار پایین کتابش، با اعتماد به نفس بالایی اظهار داشته است: رمان قرار سبز در یک چنین فضایی اتفاقا خیلی هم خوب فروش رفته است. گفتنی است چند ماه پیش، خانم قمی اعلام کرد که دست به انتشار یک رمان تخیلی درباره آشوبهای سال گذشته با عنوان «قرار سبز» زده است. انتشار این کتاب در اروپا و آمریکا درحالی آغاز شد که وی سال گذشته و چند روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به خارج از کشور رفت و اصلا در جریان آشوبهای خیابانی حضور مستقیم نداشته است؛ مسالهای که به گفته خود وی، این رمان را تبدیل به یک رمان تخیلی و غیرواقعی کرده است. داشتن بصیرت و تشخیص نفاق در عملکرد سالوسان و دغلبازان، امر مهمّی است که غفلت از آن ضربات جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت. این موضوع حساس در طول تاریخ انقلاب اسلامی ایران و به خصوص در دهه ی اوّل آن، از اهمیّت بسیار بالایی برخوردار بوده و هست. برافتادن پرده ی نفاق از برخی چهره ها در سال های اخیر و تحقق پیش بینی های علمداران بصیرت در سال های اولیّه ی انقلاب از یک سو، و عکس العمل خواص بی بصیرت از سویی دیگر، اهمیّت این موضوع را دوچندان می کند. فتنه ی سال 88 از جمله مسائلی بود که طی آن، پیش بینی های دقیق دیده بانان با بصیرتی همچون شهید دکتر سیّد حسن آیت و شهید دکتر عبدالحمید دیالمه در مورد برخی از عوامل فتنه به وقوع پیوست. و از طرف دیگر این فتنه موجب گشوده شدن برخی پرونده های مرموز آن سالها شد که در این نوشته مروری اجمالی خواهیم داشت بر یکی از آنها: علمداران بصیرت و هشدارشان درباره میرحسین موسویمیرحسین موسوی و زهرا رهنورد از جمله افرادی بودند که چهره ی حقیقی آنان در همان سال های ابتدایی پیروزی انقلاب برای این شهیدان بزرگوار آشکار شده بود و با توجّه به اسنادی که جمع آوری نموده بودند، درباره ی آنان به افشاگری می پرداختند. امّا بالا بودن میزان نفاق آنان و ساده انگاری نیروهای انقلابی سبب شد تا به این هشدارها توجه زیادی نشود. میزان سنجش افراد برای شخصیتی چون شهید دیالمه، فقط در داشتن سابقه مبارزاتی و عضویت در گروه های خط امامی از جمله حزب جمهوری اسلامی، خلاصه نمی شد بلکه مهم برای او مبانی اعتقادی افراد بود. به همین دلیل وقتی در روزنامه جمهوری اسلامی که ارگان حزب جمهوری بود ردپای انحراف را تشخیص داد به طور رسمی و بدون در نظر گرفتن تعارفات سیاسی و مصلحت های غیر شرعی انتقاد کرد و بارها به حضور برخی عناصر در حزب اعتراض نمود. البته انتقادات او ساخته و پرداخته بازی های سیاسی نبود، بلکه چون تقوا را سرلوحه اعمال و گفتار خویش قرار داده بود، برای همه مخالفت هایش استدلال های مستند و منطقی داشت. متن زیربخشی از آخرین سخنرانی شهید دیالمه است که تنها سه روز پیش از شهادتش ایراد نموده بود: آخرین سخنرانی شهید دیالمه «همین الان هم هزاران نفر داد می زنند ولی به دلیل اینکه معروف نیستند کسی حرفشان را گوش نمی کند. زمان بنی صدر هم ما می گفتیم ولی کسی حرفمان را گوش نمی کرد. الان هم من صلاح نمی دانم طرح کردن افرادی را که معتقدم این سیستم فکری را در جامعه پیاده می کنند و الا اگر صلاح بدانم هیچ وقت تابع جو نمی شوم. همانطور که آن زمان افرادی با شیوه فکری ما مخالف بودند وهمه می گفتند که این مطالب را نباید بگویی. معتقد بودم که درست است و گفتم و مراحل بعدش را هم ادامه دادم. الان هم بحمدالله به جایی رسید که امام آنچه را که یکسال در درون خودش نگه داشته بود بیان کرد. یعنی اینها اعمالی انجام دادند که دیگر کاسه صبر او را هم لبریز کردند. او که فکر می کرد هرلحظه بتواند آنها را درست کند، احساس کرد که اینها دیگر به هیچ صراطی مستقیم نیستند. ما که کم تحمل تر بودیم و بار اعتقادی و ایمانی و فکریمان کمتر بود، زودتر به جوش و خروش می آمدیم و بیشتر سر و صدا می کردیم. امام که صبر و تحمل و ایمان و اعتقاد و اتصال به معنویتشان بیشتر بود، توانست یکسال تحمل بکند و بیان نکند. حالا اگر دقت کرده باشید می بینید همینطور که جلو می رود، دارد جاده را صاف تر میکند. اگر همین صحبت دیروز ایشان را گوش کنید، می بینید خیلی راحت و مستقیم گفته است که نیروی خارجی این برنامه را حمایت می کند. این مطلب را از مضمون کلام خیلی خوب متوجه می شوید. اگر مذاکرات بنی صدر را با کارتر و غیره خوانده باشید، می بینید چه نوع مذاکرات و معاملاتی بر سر گروگان ها کرده اند. در عین حال اینها چهره هایی هستند که در مراحل مختلف روشن می شوند. اگر من امروز اسم نمی برم به دلیل این است که صلاح نمی دانم. اما شما هر چه که از صحبت من می فهمید آن را برای خود نگه دارید و اگر صلاح دانستید بگویید. اما من صلاح نمی دانم که بسیاری از مسایل را در شرایط فعلی طرح بکنم. به این دلیل که افراد به جای اینکه به دنبال طرز تفکر بروند، به دنبال شخصیتها می روند. افشاگری درباره میرحسین یکی از نمونه هایش را که می توانم به شما میگویم و آن هم آقای موسوی است. سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی. اعتقادم بر این است که خط فکری او، خط فکری جنبش مسلمانان مبارز و پیمان است. البته نمی خواهم بگویم عضو آن سازمان است ولی خط فکریش همان است و اگر رجوع بکنید به روزنامه می بینید که در خیلی از جاها این خط مشی را طی می کند. اینها را من از دید حزب نمی بینم. بلکه من اینها را فقط از پایگاه ایشان می بینم. والا هیچکدام از اینها را نه به حساب حزب می گذارم و نه به حساب سران حزب میگذارم و نه به عنوان نیروهای مخلص و معتقد و مومنی که درون حزب هستند. بلکه شخصاً به حساب خود ایشان می گذارم. واگر در اینجا می گویم به این دلیل است که مکرر در جلسات حزب گفتم و ضبط هم شده و اگر نوارش را از بین نبرده باشند، دارند. موضعگیری های روزنامه در بعضی از موارد، کم وبیش موضعگیری های روزنامه امت [ارگان جنبش مسلمانان مبارز] است. به عنوان مثال برای مصدق مطلب چاپ می کند اما حتی یک خط، خوب دقت کنید، حتی یک خط در مورد آیت الله کاشانی نمی نویسد. بروید روزنامه های آن زمان را ببینید. اگر شما یک خط در روزنامه، قبل ازسالگرد آیت الله کاشانی، بعد از سالگرد آیت الله کاشانی از این روزنامه آوردید من اسمم را عوض می کنم. بعد از اینکه آقای فلسفی در نماز جمعه بر علیه مصدق صحبت کرد، مقاله علیه آقای فلسفی را کدام روزنامه نوشت؟ روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان خیابان مصدق. سرمقاله ای نوشت به اسم خیابان مصدق و شدیداً آن را کوبید به این بهانه که اینها اختلاف انگیز است. یک شب که من درحزب صحبت کردم و این موارد را گفتم، بعد از من آقای موسوی آمد از خودش دفاع کند. گفت: ما اینها را نمی پذیریم به دلیل اینکه ما نمی خواهیم شیوه های آناکرونیستیکی را در ایران دوباره ایجاد کنیم. البته لفظ را اشتباه به کار می برد، ولی من آن برداشتی را که او از این لغت داشت حالا می گویم و الّا معنایش این نیست. برداشتش این بود که شیوه های آناکرونیستیکی یعنی اینکه ما یک چیزی را که در تاریخ اتفاق افتاده مجدداً بیاییم تطبیق کنیم بر تاریخ فعلی. مثلاً اگر یک کاشانی و مصدقی آن زمان بوده، حالا بیاییم الان هم یک مصدق وکاشانی طراحی کنیم. برداشتش از این لغت این بود. اخیراً که امام در مورد مصدق این صحبت ها را کرد و گفت که او هم مسلم نبود و اینها تفاله های او هستند و حتی امام در صحبت دیروزش می گوید اینها مثل مصدق می خواهند رفراندوم انجام دهند و این اندازه مصدق را می کوبد و آن تجلیل را از آیت الله کاشانی می کند، برای آقای موسوی پیغام فرستادم که برخلاف آن دیدی که شما داشتید، امام هم مثل اینکه آناکرونیستیکی فکر می کند! حضور شهید دیالمه در جلسه حزب جهت مخالفت با وزارت موسویاز اولین دفعه ای که در زمان رئیس جمهوری بنی صدر و نخست وزیری شهید رجایی، بحث وزیرشدن موسوی مطرح شد، مخالفت شهید دیالمه نیز آغاز شد. چرا که شهید دیالمه همانگونه که در مورد بنی صدر اسناد و مدارک گوناگونی جمع آوری نموده بود، در مورد میرحسین موسوی نیز چنین کرده بود. این اسناد در سفری که شهید رجایی به اتفاق دکتر غفوری فرد به مشهد داشتند، توسط شهید دیالمه به ایشان ارائه شده بود. اما شهید رجایی که بر کنترل فعالیت های وزرایش تأکید داشت، این امید را به منذران می داد که اجازه عبور از خطوط قرمز را به وزرا نخواهم داد و جریان نفاق که به این مطلب یقین داشت چند ماه بعد با به شهادت رساندن شهید رجایی، سعی کرد تا این سد را از پیش رو بردارد. اسناد داخل کیف شهید دیالمه کجاست؟امّا نکته ی مهم دیگری که قابل طرح و پیگیری است، آن است که اسناد مهمّی که آن شب در کیف شهید دیالمه بود، چه شد؟ بر اساس شهادت جانبازان این فاجعه به خصوص مرحوم فردوسی پور(ماهنامه پاسدار اسلام، تیرماه1362، ش19، ص55)، شهید دیالمه در صندلی های انتهایی سالن نشسته و حتی در زیر آوار نیز تا مدتّی زنده بوده است. عکس به جا مانده از پیکر آن شهید نیز این مسئله را تأیید می نماید که آتش انفجار به ایشان صدمه ای نرسانده و آثار سوختگی در پیکر ایشان نیز دیده نمی شود. لذا به یقین کیف حاوی اسناد نسوخته است. بلکه به شهادت خانواده ی شهید دیالمه، کیف سالم ایشان به دست خانواده ی وی می رسد. اما تنها محتوای باقی مانده در کیف، قرآن کوچکی بوده که شهید دیالمه همواره همراه داشتند! در راستای تحقیق در مورد چگونگی خالی شدن کیف و ربودن اسناد، تنها یک سرنخ وجود دارد که باید در این زمینه توضیح دهد. هادی غفاری؛ تنها سرنخ گم شدن اسنادبر اساس مصاحبه ای که در سال 61 با شاهدان عینی انجام پذیرفته، هادی غفاری (که آن شب در یک مسجد جنوب شهر سخنرانی داشته) آن شب حدود نیم ساعت بعد از حادثه در محل انفجار (دفتر حزب در سرچشمه) حاضر شده و اسناد و مدارک محرمانه ای که در آن جا از شهدا و مجروحین به جای مانده بود، جمع آوری و محافظت می نمود. (مجله سروش، ش150، 5/4/1361) در هر حال، با توجه به آنکه خود کیف شهید دیالمه به صورت سالم به خانواده آن شهید عزیز، پس داده شده و محتویات مهم آن راجع به موسوی مفقود شده بوده، اینها نشان می دهد که کیف تا لحظه پس داده شدن به خانواده، در دست نیروهای به ظاهر انقلابی بوده و توسط ضد انقلاب به سرقت نرفته بوده است (چرا که توسط به ظاهر انقلابیون به خانواده آن شهید پس داده شده) و این نشان از یک سند ربایی آشکار و عامدانه دارد که با قرار دادن آن در کنار ماجرای ربوده شدن اسناد شهید آیت درباره میرحسین، می شود به وجود یک شبکه نفوذی که جهت حفظ مهره هایش بسیار فعال بوده پی برد؛ شبکه ای که تبعاً از می توانسته از وجود برخی شخصیت های جنجالی و غیرمتعادل چون هادی غفاری نیز سود ببرد. شرطگذاری «سیدمحمد خاتمی» برای حضور اصلاحطلبان در انتخابات آتی مجلس، آن هم در زمانی که اکثر فعالان و کارشناسان سیاسی معتقدند اقدامات و مواضع طیف اصلاحات در سال گذشته سبب رویگردانی مردم از آنان و زمینهساز حذف اصلاحات از عرصه سیاسی کشور شده، واکنشهای مختلفی را به دنبال داشته است. در این میان، اصولگرایان با اشاره به رویکرد آقای خاتمی در سال گذشته که سبب شد تا از سوی مردم و در راهپیمایی میلیونی ۹ دی به عنوان یکی از سران اصلی فتنه معرفی شود، امکان حضور وی و اصلاحطلبان ساختارشکن در انتخابات مجلس نهم را رد کردند و تعیین شرط برای نظام را نیز به عنوان یک لطیفه و طنز تعبیر کردند. حتی «آیتالله جنتی» دبیر شورای نگهبان نیز نسبت به این مساله واکنش نشان داد و درباره شرط و شروط سیدمحمد خاتمی برای حضور در انتخابات آینده گفت: اصلا نیازی به حضور این عده در انتخابات نیست و آنها خوابهای بیتعبیری را دیدهاند؛ در حالیکه مردم و مسئولان آنها را به هیچ وجه قبول ندارند. واکنش اصلاحطلبان به شروط خاتمی از سوی دیگر، اصلاحطلبان هم که انتظار میرفت به حمایت از این موضع آقای خاتمی برخیزند، به دو گروه تبدیل شدند. گروه اول که طیف افراطیون ضدانقلاب را تشکیل میداد، اظهارات وی را دستمایه تمسخر قرار دادند و آن را بیاساس دانستند. گروه دوم هم شامل برخی نمایندگان مجلس و اصلاحطلبان معتدل میشد، تعیین شرط برای نظام را نامناسب و غیرمنطقی دانستند. در همین راستا، امروز «مصطفی کواکبیان» عضو فراکسیون اقلیت مجلس و دبیرکل حزب مردمسالاری، در یک نشست خبری که با حضور خبرنگاران پارلمانی در خانه ملت برگزار شد، در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا شما همانند آقای خاتمی برای حضور در انتخابات مجلس نهم برای ملت ایران شرط تعیین کردهاید، گفت: نه؛ من به دستگاههای اجرایی و نظارتی تنها توصیه کردم و هیچ شرطی را مطرح نکردم. وی با بیان اینکه اصلاحاتی را که قبول دارد، متفاوت از نگاه براندازان و مخالفان قانون اساسی است، خاطرنشان کرد: در اصلاحاتی که من آن را تعریف میکنم چندین محور از جمله قانون اساسی، خط امام، ارزشهای دینی، منافع ملی و مطالبات مردم نقش اساسی دارد؛ ممکن است عدهای در خارج از کشور مفهومی خاص از اصلاحات داشته باشد اما بنده به اصلاحاتی قائل هستم که در چارچوب قانون اساسی باشد. چرا به دیدار خاتمی نرفتید؟ نماینده مردم سمنان همچنین در پاسخ به سؤال خبرنگاری در خصوص علت عدم حضور وی در دیدار فراکسیون اقلیت با سید محمد خاتمی گفت: بنده اعتقادات خود را در خصوص اصلاحات گفتم و با تمام وجود معتقدم که به اصلاحات در چارچوب قانون اساسی ایمان دارم. یکی از خبرنگاران هم از کواکبیان پرسید «شما محورهایی را برای اصلاحات تعریف کردید که همه آنها از سوی موسوی و کروبی به عنوان سران فتنه خدشهدار شد. آیا شما قائل به مرزبندی با سران فتنه هستید و اگر پاسختان مثبت است، چرا آقای خاتمی چنین اعتقادی ندارد؟» که کواکبیان پاسخ داد: من اصلاحاتی را قبول دارم که در چارچوب قانون اساسی باشد. البته بعد از انتخابات برخی رفتارهای افراطی نیز صورت گرفت که از جمله آن حادثه کهریزک بود؛ ما معتقدیم کسانی اصلاحطلب هستند که تابع ولایت فقیه و قانون اساسی باشند. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در خصوص پرونده خود در دادگاه ویژه روحانیت و شاکیان این پرونده توضیحاتی داده و اعلام کرد که اسناد لازم را در خصوص این شکایت به دادگاه ارائه کردم. به گزارش فارس، حجتالاسلام حمید رسایی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی پیش از ظهر امروز سه شنبه با حضور در جمع خبرنگاران با اشاره به طرح سؤال خود از وزیر ارشاد در جلسه علنی صبح امروز گفت: پس از طرح سؤال اینجانب در صحن علنی که مربوط به مدیرمسئول و صاحب امتیاز نشریهای بود که دو سال و 10 ماه است که فرار کرده، بلافاصله جریان مدافع این فرد در صحن علنی شایعهای را منتشر کرد که فرد خاطی معاون مطبوعاتی رسایی در اداره ارشاد قم بوده است. وی با کذب خواندن این مسئله افزود: فرد فراری در دوره اصلاحات معاون مطبوعاتی اداره ارشاد قم بود که در ابتدای دولت نهم تغییر کرد. به بهانههای واهی از من به دادگاه ویژه روحانیت شکایت کردند نماینده مردم تهران در مجلس تصریح کرد: روزنامهنگار فراری در همان زمانی که معاون مطبوعاتی بود مجوز دو روزنامه را برای خودش اخذ کرد که یکی از آنها بدلیل عدم انتشار لغو پروانه شد؛ این فرد فراری و دوستانش در قم وقتی دیدند که بنده حاضر نیستم در برابر فشارهای آنها کوتاه بیایم به بهانههای واهی از من به دادگاه ویژه روحانیت شکایت کردند. رسایی ادامه داد: متاسفانه در ابتدای روند بررسی پرونده دادگاه ویژه به دلیل برخی نکات که نمیتوانم آنرا بیان کنم به سمتی رفت که با شکایت این فرد فراری و جاعل بنده محکوم شدم ولی بعدا با ارائه اسنادی، دادگاه ویژه روحانیت این شکایات را باطل و بنده را تبرئه کرد. وی خاطرنشان کرد: پرونده دادگاه ویژهای که برخی از نمایندگان از پشت تریبون مجلس به صورت مغرضانه به آن اشاره میکنند مربوط به این مسائل بود؛ متاسفانه سازمان بازرسی قم نیز در ابتدا پیگیر پرونده تخلف 500 میلیون تومانی توسط صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه شاخه سبز بود ولی بعدا به دلیل حاکم شدن همان روابط سیاسی موضوع را رها کرد. پرونده تخلف 500 میلیون تومانی روزنامه شاخه سبز نماینده مردم تهران در مجلس اضافه کرد: روزنامه شاخه سبز در سال 86 وقتی مشاهده کرد که بنده از پیگیری پرونده تخلف 500 میلیون تومانی کوتاه نمیآیم، در روزنامه خود ادعا کرد که رسایی یک میلیارد و 800 میلیون تومان بن کتاب را حیف و میل کرده است اما این درحالی بود که بنها با پیگیری بنده توسط وزارت ارشاد برای توزیع بین طلاب به حوزه علمیه داده شده بود. وی افزود: بنده از این فرد شکایت کردم و او در دادگاه هم محکوم شد اما چون فراری است اقدامی در قبال او صورت نمیگیرد. رسایی خاطرنشان کرد: اخیراً علیرغم اینکه این موضوع قبلا توسط سازمان بازرسی قم به سازمان بازرسی کل کشور ارجاع شده و آنها موضوع را بررسی کرده بودند، متاسفانه مجدداً سازمان بازرسی قم در این خصوص به دادگاه ویژه روحانیت شکایت کرده و پروندهای که چند روز قبل موضوع آن مطرح شده بود مربوط به شکایت سازمان بازرسی قم بود. ادعای شبکه تلویزیونی منافقین درباره حیف و میل شدن یک میلیارد و 800 میلیون تومان نماینده مردم تهران در مجلس تاکید کرد: البته شبکه تلویزیونی منافقین هم هفته گذشته همین ادعای حیف و میل شدن یک میلیارد و 800 میلیون تومان بن را مطرح کرده است که باید این پیوند را هم تبریک گفت. وی در پایان در پاسخ به این سئوال که نتیجه پرونده دوم در دادگاه ویژه روحانیت به کجا رسیده است، اظهار داشت: دادگاه باید شکایت را بررسی کند و بنده هم توضیحات کامل را به همراه اسناد لازم ارائه دادهام لذا امیدوارم که طبق ضوابط در این زمینه اقدام شود. به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از یک سایت ضد انقلابی،اردشیر امیر ارجمند ،مشاور حقوقی میرحسین چندی قبل در برلین و در حضور برخی از همراهان جریان سبز به پرده از اهداف شوم این جریان ناهنجار سیاسی برداشت. بنابر این گزارش،ارجمند در بخشی از سخنانش گفت:ما حضور دیگران را در کنار خود می پذیریم. الگوی حکومتی مورد نظر ما همانند انگلستان و نقش ملکه آن می باشد . استقرار یک حکومت دینی آن هم از نوع ولایت فقیهی اشتباه بوده است و ما مخالفم آنیم. ارجمند در حالی که خود را مسلمان خطاب می نمود، گفت:ما و موسوی دوست نداریم که دین در امور اجتماعی مردم جایی داشته باشد. ا آیت الله حسن ممدوحی، عضو مجلس خبرگان رهبری، در این باره در گفتوگو با شبکه ایران تاکید کرد: بهتر است مهدی هاشمی به ایران برگردد. وی با اشاره به اینکه بهترین و عقلانی ترین اقدام مهدی هاشمی بازگشت به ایران است، تصریح کرد: مهدی هاشمی اگر واقعا و بنا به ادعای خودش جرمی مرتکب نشده، در دادگاه حضور یابد و به اتهاماتش پاسخ دهد. عضو مجلس خبرگان افزود: روشن است که در صورتی که او جرمی مرتکب نشده باشد و در دادگاه محکوم نشود، تبرئه خواهد شد. آیت الله ممدوحی در عین حال گفت: "اما در صورتی که در دادگاه، اتهامات پسر آقای هاشمی را ثابت کند، او را محکوم و با توجه به میزان جرمش مجازات خواهد کرد." توصیه این عضو مجلس خبرگان رهبری به مهدی هاشمی در حالی است که حسین نجابت، عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران، روز گذشته در این باره به شبکه ایران گفت: به نظرمی رسد به مهدی هاشمی اطلاع داده اند که برخلاف تصورش اسناد و مدارک قوی درمورد اتهامات مهدی هاشمی وجود دارد و به همین دلیل از بازگشت خود منصرف شده است. میرحسین موسوی که در پیام خود از پیش بینی مشکوکی مبنی بر اینکه بحرانی ساختگی در راه بوده تا به فرقه سبز منتسب شود،خبرداده بود، در حقیقت از سناریوی پرده برداشت که فتنه گران برای هفته ها و ماههای آتی تدارک دیده اند. نگاه و تاملی به فضای مجازی طی یکی دو روز گذشته خود بیش از پیش گویای بخشی از این سناریو می باشد. ظاهرا مهدي هاشمي كه راهي جز تسليم در برابر قانون ندارد آمادگي بازگشت به كشور را اعلام كرده.مهدي هاشمي در جايگاه متهم هم با روش آقازاده گي عمل مي كند میر حسین موسوی با حمله به نهادهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ( 3 قوه ) با ابراز امید واری از تکرار راهپیمائی های بعد از انتخابات ضمن تحریک ناچیز هوادارانش نسبت به سیاه نمائی های اقتصادی و تحریک آنان ، در صدد را ه اندازی دور جدیدی از آشوبهای خیابانی و ریخته شدن خون بی گناهان است » وضع تقابلی میان طرفداران نظام و معترضین بسیار سریع تر از تصورها و پیش بینی ها به سامان آمد و آنچه «جنبش» نامیده می شد در عرض چند ماه به یک «گروه» با مختصات قابل توصیف تبدیل شد. می توان راهپیمایی روز قدس را آغاز آشکارگی این افول و اضمحلال دانست، کمااینکه در اتفاقات بعد یعنی 13 آبان و اکنون 16 آذر که هر دو به عنوان نقاط عطف تحرکات سیاسی اغتشاش گران دانسته می شد، این افول و اضمحلال به عیان مشاهده شد. شواهد و شنیده ها از طرفی حاکی از درماندگی و دستپاچگی رهبران سیاسی اغتشاشات و از طرفی حکایتگر آرامش خاطر طیفی از طرفداران نظام است؛ لیکن در این میان جریان های دانشجویی انقلابی در این اندیشه اند که با این اقلیت مخالف نظام که هرازگاهی فرصت ظهور سیاسی و رسانه ای پیدا می کنند و ایام و مقاطع خاص را به مجالی برای تحرکات دوباره تبدیل می کنند، چه باید کرد؟ تلاش براي ايجاد فتنه در 16 آذر متاسفانه با بازگشايي دانشگاهها، جريانهاي سياسي مخلوق فتنه سبز اين بار نيز دانشگاه را مورد هدف قرار دادهاند. اين جريان آنگاه که پايگاه مردمي خود را به خاطر رفتار ساختارشکنانه و تفرقه افکنانه به سرعت از دست داد، تمرکز خود را به عنوان آخرين راهکار بر روي دانشگاه گذاشته تا اين مرکز علمي را به پايگاهي براي تداوم فتنه مبدل نمايد از فرداي بازگشايي دانشگاهها, آنگاه که ايجاد آشوب و بلوا به بهانه سالروز تولد سران فتنه سبز (موسوي، کروبي و خاتمي) با آشکار شدن دروغ بودن سالروز تولد آنها در ماه مهر بي ثمر ماند, همه نگاههاي فتنه گران براي همراه سازي دانشگاه و جنبش دانشجويي به روز 13 آبان دوخته شده بود. اما علي رغم تبليغات فراوان, فتنه گران با چشماني متعجب شاهد ناتواني عناصر نفوذي اين جريان در ساماندهي حداقلي بخشي از بدنه دانشگاه در روز 13 آبان بودند. حضور باشکوه ملت در اين روز حداقل فرصت را براي عرض اندام اين جريان گرفت و روز 13 آبان به روز ياس فتنه سبز مبدل گرديد. در چنين شرايط بغرنجي بود که تلاش همه جانبه سران داخلي و خارجي فتنه سبز براي ايجاد بلوا در دانشگاه در روز دانشجو در دستور کار کودتاگران قرار گرفت. مروري بر حجم تبليغاتي و ترفندهاي آنها ميتواند ميزان تلاش اين جريان براي به آشوب کشاندن دانشگاهها را براي مخاطبين ترسيم کند. پس از شکست فتنه سبز در انتخابات ریاست جمهوری و برملا شدن نقشه شوم انقلاب مخملی در ایران ، اتاق فکر جریان فتنه به بررسی علل شکست پرداخت. از اقدامات پس از انتخابات آنان می توان فهمید ، فتنه گران سه عامل را باعث شکست در طرح براندازی خود دانستند و نقشه های بعد از انتخابات حول تخریب سه محور کشیده و اجرا شد. 1- تخریب جایگاه ولایت فقیه و شخص مقام معظم رهبری بدون تردید مهمترین عامل در شکست کودتای نرم تسلط مقتدرانه مقام معظم رهبری بر اوضاع کشور بود . ایشان با درایت توانستند جریان فتنه را هدایت کرده و کشتی انقلاب را از مرحله خطرناک با کمترین آسیب عبور دهد . لذا فتنه گران از همان اولین روزهای پس از انتخابات به تخریب ایشان دست زدند. فتنه گران در سایت ها و شبکه های ماهواره ای بحث دروغ تقلب در انتخابات را مطرح کرده ودولت را غیرقانونی دانستند و مقام معظم رهبری را به دلیل صیانت از آراء مردم و ایستادگی در برابر خواسته های غیرقانونی و نامشروع فتنه گران ، دیکتاتور خطاب کردند. به سرعت در تمام سایت ها و شبکه های ماهواره ای حکومت ولایت فقیه برابر با حکومت دیکتاتوری معرفی شد . سران فتنه در داخل نیز با دستور اتاق فکر خارج از کشور ، این موضوع را در بیانیه ها و مصاحبه ها به گونه ای دیگر مطرح می کردند. مهدی کروبی از سران فتنه در مصاحبه ای حکومت پهلوی را از حکومت فعلی بهتر دانست. او همچنین با انتشار نامه ای خطاب به هاشمی رفسنجانی ، خواستار نظارت مجلس خبرگان بر عملکرد مقام معظم رهبری شد. اما با گذشت زمان مشخص شد که پیوند مردم و رهبری ناگسستنی است و این نقشه راه به جایی نخواهد برد. لذا تخریب روی دیگر قسمت های نظام شدت بیشتری گرفت. 2- تخریب نهاد های امنیتی و بسیج : در کنترل و مقابله با اغتشاشات پس از انتخابات سال 88 ، بسیج نقش موثری از خود نشان داد. این شجره طیبه که از یادگاران با ارزش امام خمینی (ره) است به کمک نیروهای انتظامی شتافت و مقابل اغتشاشگران ایستادگی نمود. فتنه گران نیز که هیچ دلیل و مدرکی برای ادعای تقلب در انتخابات نداشتند ، بسیج را عامل تقلب در پای صندوق های رای معرفی کردند و به تخریب این نهاد پرداختند. از طرف دیگر نهاد های امنیتی کشور توانسته بود ارتباط فتنه گران داخلی را با منافقین و سرویس های جاسوسی کشورهایی چون آمریکا و انگلیس کشف و به مردم معرفی کند. فتنه گران برای فرار از این اتهامات ، نهاد های امنیتی کشور را به کودتا متهم کردند و به تخریب چهره آنان پرداختند. از جمله این اقدامات ، طرح شکایت 7 نفر از سران اصلاحات از نهاد های امنیتی کشور بود که به سرعت در رسانه ها منتشر شد. 3- تخریب شورای نگهبان : شورای نگهبان ، اصلی ترین نهاد کشور برای نظارت بر نحوه اجرا و نتایج انتخابات است. این شورا همانند فیلتری است که مانع حضور خائنان و منافقان در انتخابات می شود . اعتراضات گسترده اصلاح طلبان به این نهاد نظارتی کشور ، از زمان رد صلاحیت منافقانی که در زیر نقاب احزابی چون مشارکت و نهضت آزادی پنهان شده بودند آغاز شد. فتنه گران که شورای نگهبان را همچون سدی در برابر اهداف شوم خود می دیدند از قبل از انتخابات ، این نهاد را به بی عدالتی متهم کردند. پس از انتخابات نیز نظر شورای نگهبان را در رابطه با صحت انتخابات نپذیرفته و این نهاد را هم دست با متقلبان معرفی کردند. آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان بارها توسط رسانه های فتنه مورد هجوم تبلیغاتی قرار گرفت. بیشترین اتهامات از جانب مهدی کروبی صادر شد. کروبی در آخرین عملیات تخریبی خود ، به بهانه حمایت از زندانیان سیاسی ، ماجرای حضور فرزند آیت الله جنتی در بین منافقان در سالهای اولیه انقلاب و کشته شدن او را مطرح کرد. آیت الله جنتی ، این روحانی مبارز در سالهای اولیه انقلاب با حضور یکی از فرزندانش در سازمان مجاهدین خلق (منافقین ) مواجه شد . اما ار او حمایت نکرد و از این امتحان الهی سربلند بیرون آمد . حال پس از سالها مهدی کروبی برای نسبت دادن آیت الله جنتی به منافقان این موضوع را دوباره مطرح کرده تا چهره این روحانی برجسته را مخدوش کند. فتنه گران تمام تلاش خود را برای تخریب این سه رکن نظام معطوف داشتند . اما با یاری خداوند و بیداری مردم خیانت های آنان هر روز بیش از پیش روشن می شود و این اقدامات آنها همانند دست و پازدن در باتلاق ، باعث فرو رفتن و نابودی زود تر خود آنها خواهد شد. عضو فراكسيون اقليت مجلس با تأكيد بر اينكه روش موسوي و كروبي در برخورد با نتيجه انتخابات پذيرفتني نيست، گفت: موسوي و كروبي يكي از دلايل انشقاق جريان اصلاحات بودند. |